السيد محمد حسين الطهراني
62
معاد شناسى (فارسى)
مثلًا اوّل ظهر ما نماز گزارديم و سپس دعا خوانديم ، آن زمانها سپرى شد و ما را به اين زمان فعلى تحويل داد كه فعلًا با دوستان عزيز به گفتگو اشتغال داريم . اين زمان هم مىگذرد و لحظه به لحظه در چرخ طىّ و تدريج زمان ما را به جلو مىبرد ، ساعات ، روزها ، ماهها ، سالها ، تا به آخرين نقطهء اجل مىسپارد ؛ آن همان روز ميعاد و ميقات است . امّا اجل مسمّى و الهى كه ثابت است و به طىّ زمان طىّ نمىگردد آن ضرب الأجل عمر انسان است از اوّل تا به آخر كه در عالم معنى و ملكوت معيّن شده و گذشت و عبور در آنجا نيست ، و بر آن اساس و ثبوت اصلى شالودهء عمر زمانى و دنيوى پى ريزى مىشود . آن اجل در عالمى فسيح و وسيعتر از نشأهء دنياست ، و عالم ملكوت است كه تمام موجودات اين عالم مادّه و طبع بر آن اساس و آن اصل در اين عالم نزول نموده بوجود مىآيند . آن عالم الگو و حقيقت است و اين عالم مثال و نمونه و مجاز . و همين گذشت عمرى را كه در اينجا از نقطهء نظر تدريجِ مادّه ، زائل و منتهى به حدّى مىبينيم ، اگر با فهم و ادراك عالىتر بنگريم يا بالحسّ و المشاهده ادراك عالم ملكوت را بنمائيم ، آن اجل ثابت و مسمّى را در آنجا ثابت و موجود خواهيم يافت و ابداً قابل فناء و زوال نخواهيم يافت . شاهد بر اين معنى آنكه مىفرمايد : مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ « 1 »
--> ( 1 ) قسمتى از آيه 5 ، از سورهء 29 : العنكبوت