السيد محمد حسين الطهراني
55
معاد شناسى (فارسى)
حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در همان ايّامى كه ضربت خورده بودند در ضمن خطبهاى مىفرمايد : أَيُّهَا النَّاسُ ! كُلُّ امْرِى لَاقٍ مَا يَفِرُّ مِنْهُ فِى فِرَارِهِ ، وَ الأجَلُ مَسَاقُ النَّفْسِ إلَيْهِ ، وَ الْهَرَبُ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ . كَمِ اطَّرَدَتِ الايَّامُ أبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا الأمْرِ ، فَأَبَى اللهُ إلَّا إخْفَآءَهُ ؛ هَيْهَاتَ ! عِلْمٌ مَخْزُونٌ « 1 » « اى مردم ! تمام افراد بشر در زندگى خود برخورد مىكنند با چيزى كه از آن فرار مىكردهاند كه همان مرگست . و اجل و مدّت زندگى همان زمانى است كه نفس او را به مرگ سوق مىدهد و رهبرى مىكند ، و فرار از آن عين برخورد و رسيدن به آنست . چه بسيار روزها گذشت كه من در صدد جستجو و تفحّص از حقيقت بروز اين واقعه بودم ولى خداوند او را به ارادهء جدّيّهء خود مخفى داشت ؛ هيهات ! اين دانشى است كه در خزانهء علم الهى مخفى است . » فرار از مرگ ، عين برخورد و رسيدن به آنست عجيب است كه انسان با فرار از مرگ چگونه خود را به مرگ نزديك مىكند . از خيابان تند مىدود به ماشين نخورد ، همان سرعت موجب تصادف و مرگ او مىگردد . در ظاهر فرار از مرگ است و در واقع استقبال از مرگ . چه بسا به طبيب مراجعه مىكند كه مرضش معالجه شود ، با اندك اشتباه طبيب مىميرد . به بيمارستان مىرود تا
--> ( 1 ) « نهج البلاغه » خطبهء 147 ؛ و از طبع مصر با شرح عبده ، ج 1 ، ص 268 ؛ و جملهء اوّل آن حضرت را تا لفظ « مُوافاتُهُ » مجلسى در « بحار » در ج 6 ، كتاب العدل و المعاد ، ص 126 از طبع آخوندى آورده است .