السيد محمد حسين الطهراني
52
معاد شناسى (فارسى)
اجل مسمّى ديگر در تحت حقّ و أجل مسمّى نيستند و مدّت و زمان ندارند ، و إلّا تسلسل لازم مىآيد ؛ آنها ما فوق اجل و تدريج گذران زمان هستند . اين بحث إن شاء الله تعالى در بعضى از مباحث آتيه تحت عنوان موجوداتى كه در نزد پروردگار جاودانند خواهد آمد ، ولى فعلًا بحث ما در پيرامون آسمانها و زمين و ما بين آن دو كه از جمله انسان است مىباشد ؛ و چون خدا ميفرمايد ما آنها را در تحت اجل معلوم و تعيين زمان مشخّصى خلق كرديم ، معلوم مىشود مدّت همهء آنها از جمله مدّت حيات انسان معلوم و محدود است و نمىتوانند بيش از آن زمان و اجلى كه براى آنها مقدّر شده است زيست كنند . سرآمد زندگى و اجل معيّن در قرآن كريم كمال انسان و كمال موجودات عالم طبع به اينست كه در همين زمان معلوم و اجل محدود كه براى آنها مقدّر شده است خود را كامل كنند . نمىتوانند از دائرهء اين زمان پا بيرون نهند و بر اجل خود پيشى گيرند و يا آن را تمديد نموده و به تأخير اندازند . هيچگاه موجودات مادّى و طبعى كه داراى مادّه و طبع هستند نمىتوانند از اين قانون كلّى خارج شده و زوال و فنا و محدوديّت اجل و زمان زندگى خود را تبديل به بقاء و دوام و استمرار و ابديّت بنمايند . اين حقيقت مستفاد از آيات صريحهء قرآن است . و امّا در خصوص انسان مىفرمايد : وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً