السيد محمد حسين الطهراني
22
معاد شناسى (فارسى)
و كسانى كه به اين دستورات عمل نمىنمايند و دوران عمر خود را به بازى مشغول و از دائرهء اعتبار قدم فرا نمىنهند ، چون باطل دلهاى آنان را مسخّر نموده و در لباس حقيقت و با صورتهاى زينت دهندهء خياليّه افكار آنان را به خود مشغول ساخته و بالاخره بدون كاميابى از ثمرات هستى بخش عالم واقع و وصول به مقصد خلقت و سرّ آفرينش و آشنائى با وطن اصلى و ربط با عالم كلّى و مناجات و انس با خداى خود بسر بردهاند ؛ ناچار حركت آنها به عالم بعد توأم با ضعف و نقصان وجودى آنها بوده ، با حال انكسار و شكستگى و همّ و غم و حسرت و اندوه بدون دريافت نتيجه ، تشنه كام از اين عالم رحلت مىكنند . رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ * لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ * وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ « 1 » تابش نور حقيقت و جلوهء الهى در دل مردمانى است كه تجارت و خريد و فروش آنها را از ياد خدا و اقامهء نماز و زكات باز نداشته و امور اعتباريّهء اين عالم ، از آن مقصد و مقصود و از آن هدف و معبود آنها را به خود مشغول نكرده است . پيوسته آنان از روزى كه عاقبت وخيم
--> ( 1 ) آيات 37 تا 39 ، از سورهء 24 : النّور