الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

76

الغدير ( فارسي )

قاعده و دليلى نبوده . سخنان حق را از موضوعهاى اصلى منحرف ميسازد ، و اگر بخواهيم در مقام ذكر تمام آنچه كه مورد تصرّفات ستمكارانه و تعصبات معاندانه او واقع گشته برآئيم ، يك كتاب ضخيم تشكيل مىيابد ! و براى اثبات تحريفات و تصرفات بيجاى او كافى است شما را آنچه نامبرده از داستان آغاز دعوت نبوى صلى اللَّه عليه و آله ذكر نموده در مورد نزول آيهء : * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * : ( انذار كن بترسان از عذاب خداوند خويشاوندان خود را آنان كه نزديكترند ) : نامبرده در جلد 3 تاريخ خود صفحه 40 بعد از ذكر حديثى كه از طريق بيهقى در مورد آيهء شريفه مذكوره روايت شده ، گويد : و بتحقيق اين حديث را ابو جعفر ، ابن جرير از محمّد بن حميد رازى روايت كرده و سند روايت را تا آخر بيان داشته ، سپس گويد : و بعد از ذكر اين فرمايش خود كه فرمود : و همانا من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده‌ام ، اين جمله را اضافه فرمود : و بتحقيق خداوند مرا امر فرموده كه شما را بسوى آن دعوت نمايم ، پس كدامين يك از شما مرا بر اين امر پشتى بانى مىكند تا برادر من باشد ؟ و چنين و چنان . . گفت ( مراد امير المؤمنين على عليه السّلام است ) در قبال اين پيشنهاد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله همگى خاموش نشستند ، و من در حالى كه نورس تر و جوانترين آنها بودم و چشمم با چرك آلوده تر و ساق پايم از همه لاغرتر و شكمم بزرگتر بود گفتم : اى پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله من حاضرم پشتيبان تو بر اين امر باشم ، در اين هنگام ( رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) گردن مرا گرفت و گفت : همانا اين برادر من است و چنين و چنان است ، از او شنوائى داشته باشيد و امر او را اطاعت كنيد ، گفت : در اين هنگام آنگروه برخاستند در حالى كه ميخنديدند و به ابى طالب ميگفتند : ( محمّد صلى اللَّه عليه و آله ) تو را امر كرد كه در قبال فرزند خود فرمانبردار و مطيع باشى ! و به همين لفظ ( حديث مزبور را ) در جلد 3 تفسيرش صفحه 351 ذكر نموده و گويد : اين روايت را ابو جعفر ابن جرير از ابن حميد عينا تا آخر آن ذكر نموده . و ما اكنون لفظ طبرى را عينا ذكر ميكنيم ، تا حقيقت آشكار و از كژى و ناراستى متمايز و مشهود گردد :