الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

74

الغدير ( فارسي )

ابراهيم بن عثمان بن يوسف بن ايوب كاشغرى ، همگى آنها باخبار از ابو الفتح ، محمّد بن عبد الباقى بن سليمان - معروف به نسيب ابن البطَّى ، و كاشغرى نيز باخبار از ابو الحسن على بن ابى القاسم طوسى ، معروف به « ابن تاج القرآء » و آن دو باخبار از ابو عبد اللَّه مالك بن احمد بن على بانياسى ، از ابو الحسن احمد بن محمّد بن موسى بن صلت ، بحديث از ابراهيم بن عبد الصمد هاشمى ، از ابو سعيد اشجّ ، از مطلب بن زياد از عبد اللَّه بن محمّد بن عقيل ، روايت كرده‌اند كه گفت : من نزد جابر بن عبد اللَّه در خانهء او بودم ، و على بن الحسين عليهما السّلام ، و محمّد بن حنفيّه ، و ابو جعفر نيز حضور داشتند ، مردى از اهل عراق داخل شد و ( بجابر ) گفت : سوگند به خدا ( 1 ) براى من حديث كن آنچه را ديدى و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدى ، گفت : در جحفه ، در غدير خم بوديم ، و در آنجا مردم بسيار از ( قبايل ) جهينه ، و مزينه ، و غفار ، بودند ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از خيمهء خود ( خباء - و در فرايد مذكور است - يا - فسطاط چادر بافته شده از موى حيوانات ) بيرون آمد و سه بار بدست خود اشاره كرد ، سپس دست على بن ابى طالب را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه . و حموينى در « فرايد السمطين » در باب نهم اين حديث را روايت كرده گويد : خبر داد مرا ، شيخ مجد الدين ، عبد اللَّه بن محمود بن مودود حنفى هنگام خواندن من نزد او در بغداد در تاريخ سوم رجب سال 672 : شيخ ابو بكر ، مسمار بن عمر بن عويس بغدادى بطور سماع بر او ( شنيدن از او ) گفت : خبر داد ما را ، ابو الفتح ، محمّد بن عبد الباقى ، معروف به - ابن البطَّى - بطور سماع بر او ، و نيز حموينى گفت خبر داد ما را ، پيشواى فقيه ، كمال الدين ، ابو غالب ، هبة اللَّه سامرى هنگام خواندن من نزد او در جامع نصر ( 2 ) در بغداد شب يكشنبه بيست و هفتم ماه رمضان سال 682 گفت : خبر داد ، شيخ محاسن بن عمر بن رضوان حرائينى بطور سماع بر او بيست و يكم ماه محرم

--> ( 1 ) در لفظ شيخ الاسلام حموينى جملهء آن چنين است : تو را بخداى يگانه سوگند مىدهم . ( 2 ) دكتر مصطفى - جواد بغدادى براى ما نوشت كه درست آن - جامع قصر - است و آنجا همين جامع سوق غزل ( بازار نخ ريسى ) فعلى است .