الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
57
الغدير ( فارسي )
ذاك الذى استوحش منه انس ان يشهد الحق فشاهد البرص اذ قال من يشهد بالغدير لى ؟ فبادر السامع و هو قد نكص فقال انسيت . فقال : كاذب سوف ترى مالا تواريه القمص ( 1 ) در اينجا حديث مجملى هست كه اجمالى از اين تفصيل را شامل است ، خوارزمى با بررسى از طريق حافظ ابن مردويه در مناقب خود روايت كرده از زاذان ابى عمرو كه : على عليه السّلام در رحبه از مردى دربارهء حديثى پرسش كرد ؟ آن مرد او را تكذيب نمود ، على عليه السّلام فرمود مرا تكذيب كردى ؟ گفت تو را تكذيب نكردم ، پس على عليه السّلام فرمود : از خدا ميخواهم كه اگر مرا تكذيب كردى چشم تو را كور كند ، گفت بخواه ، در اين هنگام على عليه السّلام او را نفرين كرد و در نتيجه آنمرد از رحبه بيرون نرفته بود كه چشمش نابينا شد ! و اين روايت را خواجه پارسا در « فصل الخطاب » از طريق امام مستغفرى ( 2 ) ذكر نموده و همچنين نور الدين عبد الرحمن جامى از مستغفرى روايت كرده ، و ابن حجر در « صواعق » صفحهء 77 آن را از جملهء كرامات امير المؤمنين عليه السّلام شمرده و وصّابى در محكىّ « الاكتفاء » از زاذان از طريق حافظ عمر بن محمّد ملائى در « سيره » او و جمع ديگر ( از ارباب حديث ) آن را روايت نمودهاند .
--> ( 1 ) آن كسى است كه انس را از شهادت دادن حق متوحش ساخت و در نتيجه به مرض برص مبتلا گرديد آن زمانى كه گفت چه كسى براى من در خصوص غدير شهادت مىدهد پس شنونده به پيش آمد در حالى كه او ( انس ) قدم به عقب گذاشته و گفت مطلب را فراموش كردهام پس فرمود كه تو درغگوئى و خواهى ديد چيزى را كه پيراهن آن را نمىپوشاند . ( 2 ) جعفر بن محمد نسفى مستغفرى - در سال 350 متولد و در 432 وفات يافته ، داراى تاليفات گرانبهائى است شرح حال او را ذهبى در جلد 3 تذكره اش صفحهء 300 ذكر نموده است .