الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

43

الغدير ( فارسي )

اينهايند كسانى كه از گواهان مشهور و بنام داستان غدير در مناشده رحبه بدستيارى تاريخ و بر حسب احاديث پيش گفته بدانها واقف و آگاه شديم . و امام احمد در حديثى كه در صفحه 26 گذشت ، تصريح نموده كه تعداد شهود در آن روز ( رحبه ) سى تن بوده و حافظ هيثمى در مجمع الزوايد خود بطوريكه گذشت اين داستان را بررسى و به صحت آن اشعار نموده ، و در تذكره سبط ابن جوزى ص 17 و تاريخ الخلفاى سيوطى ص 65 و جلد 3 السيرة الحلبيه ص 302 نيز ملاحظه مىشود ، و لفظ ابى نعيم « فضل بن دكين » در اينجا چنين است ( پس از سوگند دادن امير المؤمنين عليه السّلام ) مردم بسيارى به پا خاستند و گواهى دادند - چنان كه در صفحه 26 - گذشت . جلب توجه - خوانندهء گرامى به اين نكته جدّا توجه دارد ، كه اين مناشده در تاريخى صورت گرفته ( سال 35 ) كه با تاريخ وقوع ( سال حجة الوداع ) بيش از بيست و پنجسال فاصله داشته و در خلال اين مدت بسيارى از اصحاب پيغمبر كه در روز غدير خم حضور داشته‌اند وفات يافته‌اند و بعضى از آنها در جنگها كشته شده‌اند و گروهى هم در بلاد مختلفه پراكنده گشته‌اند ، و كوفه هم با مدينهء منوره كه مركز اجتماع اصحاب پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بوده فاصلهء زيادى داشته و جز معدودى از پيروان حق كه در عصر خلافت امير المؤمنين عليه السّلام بدانجا مهاجرت نموده بوده‌اند حضور نداشته‌اند و اين داستان مناشده از امور اتفاقى بوده است كه بدون سابقه و مقدمه صورت گرفته و طورى نموده كه قبلا اعلام شده باشد تا علاقمندان بحضور در آن اجتماع آهنگ آنجا نمايند و گواهان بسيار و راويان فراوانى در مجمع مناشده امير المؤمنين عليه السّلام حضور داشته باشند ، و در ميان حاضرين نيز كسانى بوده‌اند كه از روى سفاهت يا كينه ورزى از اداى شهادت خوددارى و كتمان كرده‌اند بطوريكه در بسيارى از احاديث مذكوره به آن اشاره شده و تفصيل آن نيز در مطالب آتيه بيان خواهد شد ، با همه اين علل و جهات گروه بسيارى اين داستان را نقل و روايت نموده‌اند تا چه رسد باينكه چنين موانع و عللى وجود نميداشت پس با آنچه ذكر شده بر خواننده آشكار