الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
395
الغدير ( فارسي )
8 - حافظ ، على بن عمر ابو الحسن بغدادى ، مشهور به دار قطنى ، صاحب سنن ، متوفاى 385 خطيب بغدادى شرح حال او را در جلد 12 تاريخش ص 34 - 40 ثبت نموده و گفته : نامبرده - يگانه عصر و نخبه روزگار و پيشواى زمان خود و بىهمتا بوده ، علم اثر و معرفت بعلل حديث و اسماء رجال و احوال راويان به او منتهى گشته ، مضافا بر مراتب صدق و امانت و فقه و عدالت و قبول شهادت و صحت اعتقاد و سلامت مذهب و احاطه بعلوم ، سواى علم حديث ، و از ابى الطيّب ، طاهر بن عبد اللَّه طبرى حكايت نموده كه : دار قطنى امير المؤمنين حديث بود ، و حافظى نديدم وارد بغداد شده مگر آنكه بسوى او شتافت و به او تسليم شد ، يعنى در برابر تقدّم او در حفظ و برترى منزلت در علم گردن نهاد ، و سپس در شرح حال و ستودن او بسط كلام داده . و ابن خلكان در جلد 1 تاريخش ص 359 شرح حال او را ذكر و او را ستوده و همچنين ذهبى در جلد 3 تذكره ص 199 - 203 و از قول حاكم نقل كرده كه : دار قطنى در حفظ و فهم و ورع يگانه عصر خود گرديد و پيشواى قرّاء و نحويّين بود و من در سال 67 چهار ماه در بغداد مقيم شدم و اجتماع ما زياد شد و در تصادف با او ، او را بالاتر از آنجچه براى من توصيف شده بود يافتم ، و از او از علل و استادان ( حديث ) سؤال نمودم و نامبرده را مصنفاتى است كه ذكر آنها به طول مىانجامد و من گواهى مىدهم كه در بسيط زمين همانند او بجايش نه نشست . . تا آخر . و در اين باره در بسيارى از كتب رجال ضمن شرح حال كامل او انواع ستايشها موجود است كه ما بذكر آنها اطالهء كلام نميدهيم ، ما در اسناد اين حديث بررسى طولانى نموديم تا تو ( خواننده عزيز ) را آگاه نموده باشيم باينكه اين حديث تا چه پايه صحيح است و رجال طريق اين حديث تا چه اندازه ثقات هستند و آنچنان ثقه بودن آنها واضح و مبرهن است و در اين خصوص كافيست كه ثقه بودن آنها به جائى از وضوح رسيده كه براى هيچ ماجراجوئى كه در انواع جدل ريزه كار و در هر سخن و گفتار تصرّفات نابجائى به كار مىبندد مجالى باقى نيست