الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

32

الغدير ( فارسي )

مسلم بن سالم ، از عبد الرحمن بلفظ او كه در حديث اول از دو حديث احمد ذكر شد ، و به همين لفظ خطيب بغدادى در ج 14 تاريخش در ص 236 از محمّد بن عمر بن بكير روايت كرده كه گفت : خبر داد ما را ابو عمر يحيى بن محمّد بن عمر اخبارى در سال 363 از ابى جعفر احمد بن محمّد ضبعى از عبد اللَّه بن سعيد كندى - ابو سعيد اشجّ - از علاء بن سالم عطَّار از يزيد بن ابي زياد از عبد الرحمن كه گفت : شنيدم از على عليه السّلام در رحبه . . . و طحاوى در ج 2 « مشكل الآثار » ص 308 با بررسى سند از عبد الرحمن روايت نموده كه گفت : از على عليه السّلام شنيدم كه سوگند ميداد و ميگفت : به خدا سوگند مىدهم هر مردى را كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم آنچه شنيده برخيزد و گواهى دهد ، در نتيجه دوازده تن از آنها كه جنگ بدر را درك نموده بودند برخاستند و گفتند : رسول خدا دست على عليه السّلام را گرفت و بلند كرد و فرمود : اى مردم ، آيا من بمؤمنين اولى ( سزاوارتر ) نيستم از خودشان ؟ گفتند : آرى يا رسول اللَّه هستى ، فرمود : بار خدايا هر كس كه من مولاى اويم پس اين ( على عليه السّلام ) مولاى او است . . . و تمام حديث را ذكر نموده . و ابن اثير در ج 4 « اسد الغابه » ص 28 از ابى الفضل بن عبيد اللَّه فقيه باسنادش به ابى يعلى احمد بن على روايت نموده كه او بطور اخبار از قواريرى نقل نموده و او از يونس بن ارقم ، از يزيد بن ابى زياد از عبد الرحمن بن ابى ليلى كه گفت : على عليه السّلام مشاهده نمودم كه در رحبه مردم را سوگند مىداد و ميفرمود : سوگند مىدهم به خدا هر كس كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم شنيده كه فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه برخيزد ، عبد الرحمن گفت در نتيجه دوازده نفر از اصحاب بدر برخاستند ، گوئى يكى از آنانرا مىبينم كه شلوار بتن داشت و همگان گفتند : ما گواهيم كه شنيديم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم ميفرمود : آيا من اولى ( سزاوارتر ) بمؤمنين از خودشان نيستم ؟ و آيا زنان من مادران مؤمنين نيستند ؟ ؟ گفتيم : بلى ، يا رسول اللَّه ، سپس فرمود :