الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

361

الغدير ( فارسي )

هر كس كه اعتراف بمولويت آن جناب نكند ، مؤمن نيست ، يا باينمعنى كه : هر كس ، مولاى علي عليه السّلام نباشد ، يعنى محبّ و ناصر او نباشد ، ولى آنچنان محبت و نصرتى كه اگر از او منتفى شود - ايمان از او منتفى گرديده ، اين معنى مرتبط نخواهد بود مگر با ثبوت و تحقق خلافت براى او ، زيرا محبت و نصرت عادى كه مورد دستور و ترغيب ( شارع مقدس ) است و در بين تمام مسلمين برقرار است ، با منتفى شدن آن ايمان منتفى نميشود ، و ممكن هم نيست چنين باشد زيرا معلومست كه مخالفت و دشمنىهاى متقابل كه بين صحابه و تابعين وجود داشت تا حدى كه در بعضى موارد منجر بدشنام دادن و گلاويز شدن آنها با يكديگر مىگرديد و كار به نبرد و جنگ منتهى مىشد ، و حتى بعضى از اين امور در محضر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله واقع مىشد مع ذلك ، آن جناب از آنها نفى ايمان نفرمود و آنها كه معتقد به عدالت تمامى صحابه بودند با مشاهدهء آن مشاجرات و منازعات باحدى از آنها خورده نگرفتند ، پس ( راهى ) باقى نماند جز اينكه ( بگوئيم ) : ولايتى كه داراى اين صفت است ( يعنى نفى ايمان است ) همان امامت است كه ملازم با اولويتى است كه مقصود ما است ، خواه - عمر - به اين سخن خود ناظر به حديث غدير باشد ( كما اينكه آوردن حافظ محب الدين طبرى اين روايت را در ذيل حديث غدير اشاره به آن دارد كه استناد عمر در سخن خود بحديث غدير است ) و خواه اين كلمه را بعنوان يك حقيقت مهم و آشكار ، كه از نواحى مختلفه در نظر او ثابت و محقق بوده اظهار نموده باشد ! . دنبالهء سخن - ابن اثير در جلد 4 « نهايه » ص 246 و حلبى در جلد 3 « سيره » ص 304 و بعض ديگر اين روايت را به شخص مجهول نسبت داده و گفته‌اند كه : سبب اين كلام پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ( من كنت مولاه فعلىّ مولاه ) اين بوده كه : اسامة ابن زيد به علي عليه السّلام گفت : تو مولاى من نيستى ، منحصرا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مولاى من است ، پس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كس كه من مولاى اويم ، علي عليه السّلام مولاى او است .