الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
351
الغدير ( فارسي )
قرينهء دهم - سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است قبل از بيان حديث ( بطوريكه در صفحات 11 و 60 گذشت ) كه فرمود : همانا خداوند مرا مأمور ابلاغ امرى نموده كه بسبب آن سينهء من تنگ شد و گمان نمودم كه مردم مرا تكذيب ميكنند خداوند مرا تهديد فرمود كه اگر آن امر را ابلاغ نكنم مرا عذاب فرمايد . و اين فرمايش نبوى در ص 100 به اين لفظ ذكر شده : « انّ اللَّه بعثنى برسالة فضقت بها ذرعا و عرفت أنّ الناس مكذّبى فاوعدنى لا بلغنّ او ليعذّبنى » ، ( مفاد آن با جملهء كه قبلا ذكر و ترجمه شد يكى است ) ، و در ص 13 همين مجلد مفاد فرمايش آن جناب چنين مذكور است : و من در ابلاغ اين امر از ترس طعن و نكوهش اهل نفاق و تكذيب آنها بخداى خود مراجعه نمودم ، خداى مرا تهديد فرمود كه يا اين امر را تبليغ كنم يا مرا عذاب فرمايد : و در ص 98 جلد 1 ( مفاد خبر ابن عباس ) چنين مذكور است : چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله مأمور شد كه على بن ابى طالب عليه السّلام را در مقام خود بر قرار فرمايد ، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روانه مكه شد و فرمود : ديدم كه مردم بعهد كفر و زمان جاهليت نزديكند . چنان كه اين امر را در حقّ على انجام دهم ، خواهند گفت كه چون على پسر عمّ او بود ( از روى علاقهء شخصى ) اين مقام را به او داد ! پس آنحضرت به مكه رفت و حجة الوداع را بجا آورد و مراجعت فرمود تا بغدير خم رسيد . . تا آخر حديث . و در ص 96 همين مجلد ( مفادا ) چنين مذكور است : همانا خداوند امر فرمود محمّد صلى اللَّه عليه و آله را كه على عليه السّلام را بمردم نشان دهد و آنان را بولايت او خبر دهد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله انديشه فرمود از اينكه بگويند او از پسر عمّ خود پشتى بانى فرموده : و در اين اقدام بر او طعن و ملامت نمايند ! . . تا آخر حديث ، و در ص 93 همين مجلَّد ( مفادا ) - چنين مذكور است : چون خداوند امر فرمود رسول خود را كه علي عليه السّلام را به پا دارد و آنچه را كه فرمود ، دربارهء او بگويد عرض كرد