الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

348

الغدير ( فارسي )

مسلم مصرّح است ، با اين كيفيت ، آيا جايز است كه آن امر مهمّ منطبق با اين ولايت ، جز معناى امامت كه مورد تصريح كتب صحاح است ، معناى ديگرى باشد ؟ و آيا داراى اين مقام جز اينست كه اولى ( سزاوارتر ) بمردم از خود آنها باشد ؟ ! قرينهء ششم - سخن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است بعد از بيان ولايت علي عليه السّلام : تهنيت دهيد مرا ، تهنيت دهيد مرا ، همانا خداوند متعال مخصوص گردانيد مرا به نبوت و اهل بيت مرا بامامت ، چنان كه در ص 184 گذشت . بنابر اين صريح عبارت مزبور همان امامت مخصوص باهل بيت است كه سرور و سر حلقهء آنها امير المؤمنين عليه السّلام است ، و آن جناب در اين موقع منظور ( مستقيم ) رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بوده است . گذشته از اين ، خود همين تهنيت و بيعت و دست دادن و گرد آمدن براى انجام اين مراسم و ادامهء پيوسته اين مراسم تا سه روز - بطوريكه در صفحات 177 - 196 مذكور شد ، جز با معناى خلافت و اولويّت با معناى ديگرى سازش و مناسبت ندارد و به همين جهت است كه مىبينيد ، شيخين : ابو بكر و عمر با أمير المؤمنين عليه السّلام روبرو شدند و او را بولايت تهنيت گفتند ، و در اين جريان بيان معناى مولى شده ، همان - مولى - كه در فرمايش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بوده است ، در اين صورت كسى كه اين خلعت را پوشيده ، نيست مگر اولى ( سزاوارترين ) مردم به آنها از خود آنها . قرينهء هفتم ، فرمايش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است بعد از بيان ولايت : « فليبلَّغ الشاهد الغايب » يعنى آنها كه حضور دارند مراتب را بغايبين ابلاغ نمايند : چنان كه در صفحات 69 جلد 1 و ص 3 و 63 همين مجلد گذشت . آيا اين گونه تأكيد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله داير باينكه حاضرين بغايبين ابلاغ نمايند گمان ميكنيد نسبت بموالات و محبت و نصرت بوده كه بموجب كتاب و سنّت هر فردى آن را ميدانسته كه بايستى در ميان افراد مسلمين بر قرار باشد ؟ گمان ندارم هيچ كوته نظر و ضعيف الرأى چنين گمانى بنمايد و در برابر اين همه تشريفات و اهتمام و تأكيد موضوع مورد نظر پيغمبر اسلام را يك امر سادهء و عمومى تصور كند ! !