الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
339
الغدير ( فارسي )
ص 56 در بعض از اين نظريه بر ما پيشى گرفته و نامبرده يكى از اعلام طائفه است در قرن ششم و از كلمات تعدادى از علماء اهل سنت نيز در اين زمينه قمستى ريزش نموده ( 1 ) آنجا كه مناسبات بعضى از معانى مولى را ذكر نمودهاند مانند آنچه ما ذكر كرديم . و روايت كه مسلم باسناد خود در صحيح خود ص 197 از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آورده : « لا يقل العبد لسيده مولاى » - يعنى نبايد بنده مملوك به مالك خود بگويد : مولاى من ، و در حديث ابى معاويه اين جمله را افزوده : « فانّ مولاكم اللَّه » ، يعنى : زيرا همانا مولاى شما خدا است ، و اين روايت را تعدادى از پيشوايان حديث در تاليفات خود با بررسى در طريق آوردهاند ، اين روايت كاشف از اينست كه معناى مقصود ، كه « اولى » است متبادر بذهن است وقتى كه بطور مطلق گفته شود از مولى بيان اينمطلب از بعضىها در ضمن مطالبى كه پيرامون مفاد حديث ( غدير ) ايراد مىشود خواهد آمد . قراين معينه متصله و منفصله تا اينجا ( با توضيحاتى كه داده شد ) اهل بحث و كاوش را گزيرى نمانده و ناچار بايد تسليم باشند باينكه مولى به معناى - اولى بالشيء - است و چنانچه ما از آنكه گفتيم تنزّل كرده و بگوئيم : يكى از معانى مولى اين معنى است ، و آن را مشترك لفظى بدانيم ، ( باز هم مقصود حاصل است ) زيرا در حديث مزبور ( حديث غدير ) قرينههاى متّصله و گاهى منفصله وجود دارد كه با وجود اين قرائن ارادهء
--> ( 1 ) به آنچه در سابق از درواجكى و ديگران نقل كرديم و به آنچه از سبط ابن جوزى و ديگران نقل خواهيم كرد مراجعه كنيد كه عدهء زيادى از علما را در طى كلمات قوم خواهى يافت كه نظير آن دو اظهار عقيده كردهاند .