الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
309
الغدير ( فارسي )
مضافا بر آنچه ذكر شد ، اشكالى را كه رازى به آن تشبّث نموده شامل معانى ديگر مولى كه او و غير او ذكر نمودهاند نيز مىشود ، از جمله معناى ( ناصر ) كه در مورد حديث ( من كنت مولاه . . ) براى كلمه : « مولى » اختيار كرده ، چه آنكه بجاى : ناصر دين اللَّه ، مولى دين اللَّه ، استعمال نشده ، و آنجا كه ( حكايت از ) عيسى على نبيّنا و آله و عليه السلام در قرآن ذكر شده كه : * ( مَنْ أَنْصارِي إِلَى الله ) * بجاى آن : « من موالىّ الى اللَّه » ، نگفته ، و حواريّون نيز در جواب : « نحن موالى اللَّه » بجاى نحن انصار اللَّه نگفتهاند . و از جمله معانى مولى ، ولىّ است ، دربارهء - مؤمن - ولىّ اللَّه - گفته شده ولى در لغت : مولى اللَّه : وارد نشده ، در حالى كه ، گفته مىشود : اللَّه ولىّ المؤمنين و مولاهم . چنان كه راغب در كتاب خود ( مفردات ) در ص 555 به اين نكته تصريح نموده ( 1 ) . و با من بيائيد تا يكى از معانى مولى را كه همه بر آن متفق هستند ، بررسى كنيم ، يكى از معانى مورد اتفاق منعم عليه است ، و محسوس است كه اين معنى در مصاحبت « على » با اصل آن ( لفظ مولى ) مخالف است ، و رازى ناگزير است اين معنى را در اين مورد منع نمايد ، مگر اينكه بگويد لفظ منعم با مجرورش ( عليه ) مجموعا و روى هم معناى مولى است ، ولى نامبرده اين معنى را در مورد ( اولى به ) كه مجموع لفظ اولى و مجرور ( به ) روى هم معناى مولى باشد ، نمىپذيرد ! و علَّت خوددارى او در اين مورد وجود امرى است كه هنگام شب آن را انديشيده ( 2 ) است . و اين حالت در تفسير الفاظ و مشتقات و بسيارى از كلمات مترادف اگر
--> ( 1 ) ما اين تفصيل و بحث دامنه دار مؤلف جليل القدر را از نظر امانت در ترجمه آورديم و اگر ، خوانندگان فارسى زبان از اين گونه مطالب بهرهء نمىبرند ، ولى براى اهل محاوره و آنها كه در فنون عربيت واردند سودمند است - مترجم ( 2 ) سابق بر اين گذشت كه اين جمله در حكم مثل است . مترجم .