الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
287
الغدير ( فارسي )
اين اجمال سخن بود در آراء ابن حزم و گمراهى و زورگوئيهاى او ، و بنا بر اين ( همانطور كه خودش گفته ) شما ( خوانندهء گرامى ) اگر نادانى و نابينائى و درهم نمودن مطالب بدون علم و اطلاع در كار نباشد ، رأى عمومى را در گمراهى نامبرده خواهيد يافت كه از اهلش صادر و در محلَّش واقع گشته ، و در اينجا ديگر مجالى نيست براى نسبت دادن حسد و كينه به كسانى از مالكيّين يا غير آنها كه به اين موضوع ( يعنى گمراهى ابن حزم ) حكم نمودهاند ، چه آنها كه همزمان با او بودهاند و چه متأخرين از او ، و كتاب او ( فصل ) قوىترين دليل بر گفتار حق و رأى درست ما است . ابن خلكان در جزء 1 تاريخش در ص 370 گويد : نامبرده ( ابن حزم ) نسبت بعلماء پيش از خود بسيار بدگوئى كرده و كسى از زبان او ايمن نمانده ! . ابن عريف گويد : زبان ابن حزم و شمشير حجاج همانند يكديگر بودند ! اين سخن را دربارهء او گفته به علت بدگوئى بسيار او نسبت به پيشوايان ! كه در نتيجه دلها از او متنفر گشت ، و فقهاء زمان او را هدف بدگوئى قرار دادند و كينهء او را بدل گرفته و سخن او را رد كردند و اجماع بر گمراهى او كردند ، و بر او طعنها زدند و سلاطين و بزرگان را از فتنهء او ترساندند و عوامشان را از نزديك شدن به او و اخذ آراء او نهى نمودند ، در نتيجه پادشاهان او را تبعيد نمودند و از خاندانش آواره كردند تا ناچار خود را به صحراى لبله رسانيد ( 1 ) و در پايان روز يكشنبه دو روز از ماه شعبان مانده سال 456 در آنجا چشم از جهان بست . * ( أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْه كَلِمَةُ الْعَذابِ . ) * * ( أَ فَأَنْتَ * ( تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ ) *
--> ( 1 ) لبله : بفتح هر دو لام از بلاد اندلس است .