الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
270
الغدير ( فارسي )
بن سبع سلمى كشت ، عمّار در بيعت رضوان حضور داشته ، و به اين جهت او از كسانى است كه خداوند براى او گواهى داده كه دانسته است آنچه در قلبش بوده و سكينه ( آرامش و اطمينان ) را بر او فرستاده و از او خشنود گرديده است ، پس ابو الغاديه رضى اللَّه عنه ( قاتل او ) متأوّل و مجتهديست كه دربارهء او بخطا رفته و بر او ستم نموده و بيك پاداش نائل گرديده ، و اين شخص مانند كشندگان عثمان رضى اللَّه عنه نيست ، زيرا براى آنها مجالى و محلى براى اجتهاد در كشتن او نيست ، به جهت اينكه او ( عثمان ) كسى را نكشته است و با كسى نبرد و كشتار نكرده و دفاع ننموده و پس از داشتن همسر زنا نكرده و پس از ايمان كافر نشده تا تأويلى محاربه را تجويز نمايد ، بلكه آنان ( كشندگان عثمان ) گناهكار ، جنگجو ، ريزنده خون حرام بعمد و بلا تأويل بر سبيل ظلم و نا حقّى ميباشند ، پس آنان گناهكار و ملعونند . . تمام شد ! من براى اجتهاد ابى الغاديه ( باغين نقطه دار ) معنائى نيافتهام ! چه اين مرد از افراد ناشناس است در دنيا و از افراد بى شخصيت و بى ارزش عهد نبوى است ، و جز باينكه او ( جهنى ) است بعنوان و سمت ديگرى معرفى نشده است و در هيچ كتاب مشتمل بر شرح حال رجال چيزى كه مشعر بر اجتهاد او باشد ذكر نشده و از علم الهى چيزى از او نقل نشده جز اين فرمايش پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله : دمائكم و اموالكم حرام يعنى : خونها و مالهاى شما حرام است ( يعنى محترم و مصون از تعرض است ) و اين فرمايش آن جناب : لا ترجعوا بعدى كفار أيضرب بعضكم رقاب بعض - يعنى : بعد از من بازگشت بكفر ننمائيد كه بعض از شما بعض ديگر را بكشد . و اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تعجب داشتند از اينكه او اين ( سخنان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) را شنيده و مع الوصف مباشر قتل عمّار مىشود ( 1 ) واحدى از علماء اعلام در دين تا پيدا شدن ابن حزم از اجتهاد كسى چون ابو الغاديه دم نزده و سخنى نگفتهاند ! ! گذشته از اين ، ندانستهام كه در برابر نصها و تصريحهاى نبوى دربارهء
--> ( 1 ) جلد 2 « استيعاب » صفحه 680 و جلد 4 « اصابه » صفحه 150 .