الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

244

الغدير ( فارسي )

دادرسى در پيرامون سند حديث * ( وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ الله وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ) * سورهء مائده تحقيق و كاوشهائى كه ( در خلال مطالب گذشته ) صورت گرفت ، شما ( خوانندهء گرامى ) را آگاه ساخت بر گروههاى بسيار از علماء امّت و حفّاظ حديث و رؤساء مذهب ( سنّت و جماعت ) كه حديث غدير را روايت كردند و با اطمينان و سكونت خاطر آن را تلقى نمودند ، و بر گروه ديگر كه در قبال هر گونه شك و ريب نسبت به آن دفاع و هوا دارى كردند و بصحيح بودن اسنادهاى زيادى از طرق حديث مزبور و حسن بودن طرق ديگر و قوى بودن اسناد بعضى ديگر از طريق حديث حكم نمودند ، و در اين زمينه گروهى از بزرگان علماء بمتواتر بودن حديث مزبور حكم نموده‌اند و آنها را كه منكر اين معنى شده‌اند مورد انتقاد و سرزنش قرار داده‌اند ، و بر شما محقق شد و دانستيد كه بر حسب آنچه بدان وقوف يافتيم يكصد و ده تن از صحابه ، حديث غدير را روايت نموده‌اند و در ص 145 مقدّمهء جلد اول « در تكميل تعداد مؤلَّفين حديث غدير » ذكر شده كه : حافظ سجستانى حديث مزبور را از يكصد و بيست تن از صحابه روايت نموده و نيز در ص 149 مقدمهء فوق الذكر از حافظ ابو العلاء همدانى نقل شد كه نامبرده حديث مذكور را به دويست و پنجاه طريق روايت كرده ، و بر همين مقياس است روايت تابعين و آنها كه متأخرتر از آنانند ( كه در جلد اول ذكر شد ) و با اين كيفيّات در احاديث وارده از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هرگز حديثى را نخواهيد يافت كه به اين مرتبه از ثبوت و يقين و تواتر رسيده باشد ! شمس الدين جزرى ( شرح حال او در ص 209 جلد اول بيان شده ) يك رسالهء جداگانه در اثبات تواتر اين حديث ترتيب داده و منكر تواتر آن را منسوب بنادانى نموده ، بنابر اين همانطور كه از فقيه ، ضياء الدين مقبلى در ص 235