الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

223

الغدير ( فارسي )

في معرفة الائمّة « ذكر نموده‌ايم . 20 - حافظ جلال الدين سيوطى شافعى ، متوفاى 911 بمتواتر بودن اين حديث تصريح نموده و عدّه اى از علماء حديث بعد از او اين سخن را از او حكايت و نقل نموده‌اند چنان كه خواهد آمد . 21 - حافظ ابو العباس ، شهاب الدين قسطلانى ، متوفاى 923 در جلد 7 كتاب « المواهب اللدنيّه » ص 13 گويد : و اما حديث ترمذى و نسائى : من كنت مولاه فعلى مولاه ، شافعى گويد : مراد از اين ولاء ، ولاء اسلام است ، مانند قول خداى متعال : * ( ذلِكَ بِأَنَّ الله مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ ) * ( 1 ) و سخن عمر : اصبحت مولى كل مؤمن يعنى : ولى كل مؤمن ، و طرق اين حديث خيلى زياد است ، و همه را ابن عقده در كتاب جداگانه جمع كرده و بسيارى از اسنادهاى آنها صحيح و حسن مىباشد . 22 - حافظ شهاب الدين ، ابن حجر هيتمى ، مكى ، متوفاى 974 در « الصواعق المحرقه » ص 25 در ردّ استدلال شيعه بحديث غدير گويد : و جواب اين شبهه كه قوىترين شبهات آنها ( يعنى شيعه ) است محتاج بمقدمه ايست و مقدمهء مزبور بيان حديث و مخرج آنست ، بيان آن اينست كه : حديث مزبور ، حديثى است صحيح و شكَّى در آن نيست ، چه آنكه جماعتى ( از علماء حديث ) مانند : ترمذى و نسائى و احمد با بررسى و دقت در اسناد آن را روايت كرده‌اند ، و طرق آن خيلى زياد است ، و از اينجا است كه شانزده نفر از صحابه ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) آن را روايت نموده‌اند ، و در روايتى از احمد مذكور است كه اين حديث را سى نفر از صحابه - از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله شنيده‌اند و در زمان خلافت على عليه السّلام هنگاميكه با او معارضه و منازعه شد ، بمدلول آن دربارهء او شهادت دادند ، و قريبا خواهد آمد ، و بسيارى از اسنادهاى آن صحيح و حسن است ، و آنكه در صحّت اين حديث قدح روا داشته نبايد

--> ( 1 ) آيه 11 سورهء محمد صلى اللَّه عليه و آله ترجمه : آن بدينجهت است كه خداى مولاى كسانى است كه ايمان آورده‌اند و براى كفار مولائى نيست يعنى كسى كه عذاب را از آنان دفع كند وجود ندارد .