الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
217
الغدير ( فارسي )
داستان ، تمام سخن در مفاد حديث انشاء اللَّه خواهد آمد . 9 - حافظ ، ابو الفرج ، ابن جوزى حنبلى ، متوفاى 597 در « المناقب » گويد : علماء تاريخ اتفاق دارند بر اينكه داستان غدير بعد از بازگشت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع در هجدهم ذى حجّه بوده ، در حالى كه از صحابه و صحرانشينان و ساكنين اطراف مكه و مدينه يكصد و بيست هزار تن با آن جناب بودند ، و اين گروه كسانى بودند كه با پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله حجة الوداع را درك نمودند و اين سخن را از او شنيدند و شعرا در اين موقع و راجع به اين داستان اشعار بسيار سرودند . 10 - ابو المظفر ، سبط ابن جوزى ، حنفى ، متوفاى 654 در تذكرهء خود در ص 18 بعد از ذكر حديث غدير و بيان آغاز و انجام آن و تهنيت عمر ، بطرق متعدد گويد : و همهء اين روايات را احمد بن حنبل در « الفضايل » با تفصيل بيشترى بررسى و روايت نموده ، بنابر اين هر گاه گفته شود : روايتى كه مشتمل بر اين سخن عمر رضى اللَّه عنه : اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة مىباشد ضعيف است ، پاسخ آن اينست كه : اين روايت صحيح است ، و ضعيف همانا روايتى است كه آن را ، ابو بكر احمد بن ثابت خطيب از عبد اللَّه بن على بن بشر ، از على بن عمر دار قطنى از ابى نصر حبشون ( 1 ) بن موسى بن ايّوب خلال تا مىرساند آن را به ابى هريره ( بطور مرفوع - يعنى - بدون ذكر بقيهء راويان ) روايت كرده و در پايان آن گفته : چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اين آيه نازل شد : * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً ) * ، گفتهاند ، حبشون به تنهائى اين حديث را آورده ، و ما ميگوئيم : بحديث حبشون استدلال نكردهايم ، و بلكه استدلال ما بحديثى است كه احمد در « الفضايل » از براء بن عازب روايت نموده و اسناد آن صحيح است ، تا آنجا كه گويد : علماء تاريخ متفقند بر اينكه داستان غدير بعد از مراجعت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از
--> ( 1 ) در تذكره : ابى نضير خيشون مذكور است ، و تصحيف و غلط است و به زودى به صحت روايت حبشون واقف خواهيد شد .