الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

214

الغدير ( فارسي )

سخنى چند از حفاظ حديث و صاحبان دقت نظر ( از علماء بزرگ در پيرامون سند حديث مزبور ) در به كار بستن اين بحث ، نه دربارهء درستى و صحّت حديث ، و نه به منظور اثبات تواتر آن نياز و داعى براى ما وجود نداشته ، چه آنكه خود حديث فى حدّ ذاته با واقعيّت خود از هر گونه دليل و استدلال بىنياز است ، كرا ميرسد كه صحّت آن را منكر شود ؟ در حالى كه بسيارى از رجال سند آن آنانى هستند كه در صحيح مسلم و صحيح بخارى نامشان ثبت و مورد اعتماد و ثقه بودن آنها تأييد شده ؟ ، و كدام عنصر لجوج و عناد پيشه را امكان آن هست كه تواتر لفظى ( در جملهء حديث ) و تواتر معنوى ( در تفاصيل ) و تواتر اجمالى آن را در تمام شئون آن رد يا انكار نمايد ؟ ! در حالى كه دور و نزديك بوقوع آن گواه و در روايت آن اتفاق نموده‌اند و اكثر مؤلفين در حديث و تاريخ و تفسير و كلام آن را در مؤلَّفات خود ثبت و ضبط نموده‌اند و گروه ديگر اين داستان را جداگانه تدوين نموده و تأليفاتى ببار آورده‌اند ، و خلاصه آنكه اين واقعه از هنگامى كه منادى رشد و سعادت بشر با صداى روح فزاى خود آن را اعلام فرموده در فضاى احساسات و مسامع خلق تا عصر حاضر طنين افكنده و در آينده نيز بمرور قرنها و گذشتن زمان بر قرار و جاودان است ، و هر كس در قبال چنين حقيقت در مقام ترديد يا انكار بر آيد بمانند كسى است كه خورشيد تابان را ناديده بگيرد و اشعهء جهان آراى آن را انكار نمايد ! بنابر اين انگيزهء ما در ايراد اين بحث فقط بيان اين حقيقت ثابت است كه هم آهنگى و اتفاق همگان ( مؤالف و مخالف ) را نسبت به اين حقيقت آشكار و مهم نشان دهيم كه عموما بر صحت و تواتر اين داستان اذعان نموده‌اند ، تا خوانندگان بدانند ، هر كس از اين شاهراه منحرف شود از مسير مستقيم حقيقتى جدا شده و از وجههء مورد اتفاق و اجتماع امّت اسلامى رو گردانده در حالى كه خود معتقد و معترف است كه امّت