الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

200

الغدير ( فارسي )

خود فرو فرستاد : * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ، وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ، وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً ) * عرضكردم : آن چه روزى است ؟ فرمود همانا پيغمبران بنى اسرائيل هر وقت ميخواستند رشته وصيت و امامت را براى بعد از خود منعقد نمايند ، پس از انجام آن ، آن روز را روز عيد قرار ميدادند ، و اين روز ، روزى است كه رسولخدا صلى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را منصوب فرمود و در آن نازل شد آنچه كه نازل شد و دين در آن روز كامل گرديد ، و نعمت در آن روز بر مؤمنين تمام گشت ، عرض كردم : اين روز در ايام سال چه روزى است فرمود : ايّام مقدّم و مؤخّر مىشود گاه بروز شنبه اصابت مىكند و گاه بروز يكشنبه . . . تا آخر ايّام هفته ( 1 ) . عرض كردم : در اين روز چه عملى براى ما سزاوار است كه بجا آوريم ؟ فرمود : اين روز روز عبادت و نماز و شكر و ستايش پروردگار است و روز ابراز مسرت و خوشحالى شما است در قبال نعمت ولايت ما كه خداوند در اين روز بر شما آن موهبت را بخشيده و همانا من دوست دارم كه شما در اين روز روزه بداريد . و در كافى تأليف ثقة الاسلام كلينى جلد 1 ص 303 از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از قاسم بن يحيى از جدّش حسن بن راشد از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت نموده كه گويد : بآنحضرت عرضكردم : فدايت شوم ، آيا جز دو عيد ( فطر و اضحى ) براى مسلمين عيدى هست ؟ فرمود بلى . اى حسن ، اعظم و اشرف از آن دو عيد ، گفتم : چه روزيست ؟ فرمود : روزيكه امير المؤمنين عليه السّلام در آن روز براى مردم به پيشوائى منصوب گشت ، گفتم : فدايت شوم ، براى ما چه عملى سزاوار است كه در آن روز انجام دهيم ؟ فرمود : سزاوار است يا حسن كه در آن روز روزه بدارى ، و درود بر محمّد و آل او صلى اللَّه عليه و آله بسيار بفرستى ، و در پيشگاه الهى بيزارى بجوئى از آنها كه ستم نمودند بر آنها ، زيرا همانا پيغمبران عليهم السّلام امر ميفرمودند اوصياء خود را تا روزى

--> ( 1 ) ظاهر اينست كه در لفظ حديث چيزى ساقط و از قلم افتاده باشد ، و لفظ حديث همان باشد كه بعد در لفظ كلينى نقل خواهد شد از خود امام در تعيين اينكه آن روز هجدهم ذى حجه است .