الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

158

الغدير ( فارسي )

اينست كه حارث بن نعمان ( آنمرد كافر ) آنچه بر زبان آورده از آيهء كريمه است كه سابقا نازل شده و او آن را در قالب دعا در آورده و در آن روز بيان داشته ! ! در صورتى كه خوانندهء اين اخبار به خوبى درك مىكند كه اين گمان درست نيست ، و يا اينكه اين مرد چنين گمان نمود كه در آياتى كه سابقا نازل شده مانعى هست كه كسى به آن سخن گويد ، ! مگر در اين روايت ( و نقل اين واقعه ) جز اين ذكر شده ؟ كه اين مرد مرتدّ ( حارث - يا - جابر ) چنين كلماتى را بر زبان آورده ؟ اين مطلب چه ربطى با وقت نزول آيهء مزبور دارد ؟ آيهء مزبور در هر موقع كه بوده - بدر - يا - احد بجاى خود . اين مرد كفر خود را به آن آشكار ساخته كما اينكه كفار قبل از او الحاد خود را به آن آشكار نمودند ! مطلب معلوم است ! ابن تيميه ميخواهد با تعداد اشكالاتى كه طرح مىكند يك مطلب حق و ثابتى را بزعم خود ابطال نمايد ! ! وجه چهارم - اين آيه بسبب گفتار مشركين در مكَّه نازل شده و حال آنكه در آنجا عذاب بر آنها نازل نگرديده بواسطه وجود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در بين آنها . بدليل قول خداى تعالى : * ( وَما كانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَما كانَ الله مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ . جواب - بين عدم نزول عذاب در مكَّه بر مشركين با عدم نزول عذاب در اينجا بر اين مرد معاند ملازمهء نيست . زيرا افعال خداى متعال بسبب اختلاف وجوه حكمت مختلف است ، در مورد آنها در آنموقع خداوند متعال ميدانست كه گروهى از آنها بعدا اسلام خواهند آورد و يا از صلب آنها افرادى بوجود خواهند آمد كه آنها مسلم خواهند بود بنابراين اگر آن روز با نزول عذاب آنها را نابود ميساخت ، با منظور اصلى از بعثت رسول گرامى صلى اللَّه عليه و آله منافات داشت ، و نسبت به اين فرد منكر و معاند كه با كفر بعد از ايمان سير قهقهرائى نموده و علم الهى احاطه دارد باينكه با اين گفتار خصمانه و سرسختى در عناد بشاهراه سعادت و هدايت ديگر راهى ندارد و از صلب او هم فرد با ايمانى توليد نميشود ( همانطور كه حضرت نوح نسبت