الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

153

الغدير ( فارسي )

غلام كما استخشنت جانب هضبة و لان على طشّ من المزن ابطح ( 1 ) و ، ارّجانى ( متوفّاى 544 ) در ضمن قصيده اى كه در ستايش وزير شمس الملك سروده در ص 80 ديوانش گويد : لاغرو إن فاضت دما مقلتى و قد غدت ملء فؤادى جراح بل يا اخا الحيّ ، إذا زرته فحيّ عنّي ساكنات البطاح ( 2 ) و شهاب الدين معروف به « حيص بيص » ( در سال 574 در گذشته و در مقابر قريش مدفون شده ) در سوگوارى اهل بيت عليهم السّلام از زبان آنها خطاب به ستمكاران كه بكشتن آنها بر خداى متعال تجرّي نمودند گويد : ملكنا فكان العفو منّا سجيّة فلمّا ملكتم سال بالدمّ ابطح ( 3 ) و حللتم قتل الاسارى و طالما غدونا عن الاسرا نعفّ و نصفح ( 4 ) و اين مطلب به خوبى معلوم است كه محل شهادت اهل بيت عليهم السّلام نوعا در عراق و طفّ ( كربلا ) و غير آن بوده و بعض از آنها در فخّ كشته شدند كه محلّ مزبور هر چند جزء مكَّه است ولى در بين مكَّه و مدينه است كه از مكه در حدود شش ميل مسافت دارد

--> ( 1 ) جوانى است در خشونت بمانند پهلوى كوه كه در اثر باران خفيف كه از ابر گسترش مىيابد نرم مىگردد ( يعنى در خشونت و درشتى و مردانگى مانند صخره‌ها و اطراف كوه است و در نرمى اخلاق مانند خاكى است كه در اثر بارش نرم مىگردد ) . ( 2 ) جاى شگفت نيست اگر خون ببارد ديدهء من در حالى كه دل من پر از جراحتهاست بلكه اى برادر ( فرزند ) قبيله اگر قبيله را ديدى سلام برسان از من بساكن شدگان واديها . ( 3 ) اين ابيات را جماعتى تخميس نموده كه از جمله سيد راضى فرزند سيد صالح قزوينى متوفى در سال 1287 و علامه بزرگ سيد ناصر بن احمد بن عبد الصمد الغريفى متوفى در سال 1331 و شيخ عبد الحسين بن قاسم حلى نجفى معاصر است و اين شخص اخير اين قصيده را تضمين نيز كرده است ( تشطير در اصطلاح اضافه كردن ديگرى است بر هر يك از شطرهاى شعر ) . ( 4 ) فرمان روا شديم عفو و بخشايش از ما خلق و طبيعتى شد ولى هنگاميكه شما بملكى و فرمانروائى رسيديد مسيلها با خون جارى گشت و حلال شمرديد كشتن اسيرها را ولى بسا اوقات ، ما از اسرا عفو و اغماض كرديم و از كيفر آنان دست بردار شديم .