الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

144

الغدير ( فارسي )

« بطاح » منزل و جايگاهى است مربوط به ( قبيلهء ) بنى يربوع و لبيد و شعر خود آنان را ياد كرده گويد : تربّعت الاشراف ثم تصيّفت حساء البطاح و انتجعن السلائلا ( 1 ) و گفته شده : بطاح آبى است در ديار قبيله بنى اسد ، و در همانجا بين مسلمين با فرماندهى خالد بن وليد و اهل ردّه كار زار دست داد ، و ضرار بن ازور اسدى بعنوان پيش تاز قشون خالد و مالك بن نويره بعنوان پيش تاز ياران خود بميدان نبرد آمدند و در همان نقطه ( كه بطاح ناميده شده ) با يكديگر روبرو شدند و در نتيجه ضرار مزبور مالك بن نويره را كشت ، و برادر مقتول ( متمّم ) در سوگوارى برادر خود گويد : سأبكى اخى مادام صوت حمامة تورق فى وادى البطاح حماما ( 2 ) و وكيع بن مالك در ياد آورى واقعه بطاح گويد : فلما أتانا خالد بلوائه تخطَّت اليه بالبطاح الودايع ( 3 ) و در ص 215 ( جلد 2 معجم البلدان ) گويد : اصل لغت بطحاء به معناى مسيل فراخى است كه در آن سنگ ريزه باشد و نضر گويد : ابطح و بطحاء به معناى زمين گود و نرم و هموار و زمين پست و بلند و وادى - يعنى خاكها و شنهاى نرمى كه در اثر جريان سيلها در ميان آنها واقع مىشود ، گفته مىشود : به ابطح يا به بطحاء وادى آمديم كه مراد خاك و شنهاى نرمى است كه در وادى يافت مىشود و جمع آن اباطح است ، و بعضى از علماء لغت گفته‌اند : بطحاء به معناى هر زمين فراخى

--> ( 1 ) اشراف ( بزرگان قوم ) بهار و تابستان را در زمينهاى هموار بطاح گذرانيدند و در طلب زمينهاى سر سبز و جوى بارها شدند . ( 2 ) بر برادر خود ميگريم مادام كه ناله و آواز كبوترى در وادى بطاح سبب بيدارى كبوتران مىگردد ( در اصل تورق ثبت شده كه بمعنى خوردن ورق است و اين معنى مناسب مقام نيست به نظر نگارنده بجاى تورق گويا تؤرق باشد كه از أرق بمعنى بيدارى است كه معنى مناسب است ) . ( 3 ) و چون خالد با پرچم خود بسوى ما آمد در رفتن بسوى او بازماندگان بهم سبقت گرفتند يعنى جوانان قبيله .