الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
138
الغدير ( فارسي )
يك نظريه در پيرامون حديث مذكور چنان كه در مطالب گذشته ملاحظه كرديد ، تفسير و حديث درباره سبب نزول آيهء كريمه ( سأل سائل ) متّحد و همآهنگ با هم حقيقت را آشكار كرده و مطابقت نصوص و اسنادهاى متعدّد در اثبات حديث و حصول اطمينان محرز گرديد ، شعراء نيز اين داستان را از قديم الايّام برشته نظم در آوردهاند ، مانند ابي محمّد عونى غسّانى كه در عداد شعراى قرن چهارم شرح حال و نظم او بيان شده ، از جمله در اين خصوص چنين ميسرايد : يقول رسول اللَّه ، هذا لأمّتي هو اليوم مولى ، ربّ ما قلت فاسمع فقال جحود ذو شقاق منافق ينادي رسول اللَّه من قلب موجع أعن ربنا هذا ، ام انت اخترعته ؟ فقال : معاذ اللَّه ، لست بمبدع فقال عدوّ اللَّه لا همّ إن يكن كما قال حقّا بي عذابا فأوقع فعوجل من افق السماء بكفره بجندلة فانكبّ ثاو بمصرع مفاد اجمالى ابيات بالا : هنگاميكه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ولايت و وصايت امير المؤمنين عليه السّلام را بامّت ابلاغ فرمود ، و خداوند متعال را گواه بر آن گرفت ، منكرى معاند و دورو با قلبى دردناك از حقد و كينه برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خطاب نموده گفت : آيا اين امر از جانب پروردگار است ؟ يا از پيش خود آن را آورده اى ؟ رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : پناه بر خدا ، من هيچگاه از خود و بميل خود امرى نكردهام ، آن دشمن خدا گفت : بار خدايا اگر آنچه را گفت حق است ، عذاب و شكنجه اى بر من فرست بلا درنگ در قبال ناسپاسى او سنگى از آسمان بر او فرود آمد و در دم بيفتاد و هلاك شد . و ديگرى در اين باره چنين ميگويد :