الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

8

الغدير ( فارسي )

رأى و كمى بصيرت است ، زيرا ( بر طبق رويهء اهل درايت ) منتهاى آنچه دربارهء روايت ضعفاء معمول به است ، اينست كه : استدلال به آن روايت نميشود . گرچه در استدلال به آن بعنوان تأييد ، باكى نيست ، بعلاوه ما مىبينيم : حفاظ ثقه و صاحبان دقّت نظر در نقل حديث چه بسا رواياتى از ضعفاء مىآورند ، بواسطه قرائن بسيارى كه بر صحت آن و در روايت خاصّ و يا در نوشتهء مرد خاصّى وجود دارد ، با چنين قرائن و خصوصياتى ، آن روايت محفوفهء بقرائن صحّت را از او روايت ميكنند و در آنمورد بخصوص معتقدند كه از حكم عمومى روايات ضعيف خارج است و يا راوى در آن مورد بخصوص مورد اعتماد و وثوق است ، هر چند در ساير موارد اعمالش ناپسند بوده و مورد اعتماد نيست . چنانچه به صحيح مسلم و صحيح بخارى و ساير صحاح و مسندها مراجعه نمائيد ملاحظه خواهيد كرد كه مملوّاند از روايت ، از خوارج و ناصبيان ! ! آيا اين جز همان مبنى كه بدان اشعار نموديم محمل ديگرى دارد ؟ ؟ ! گذشته از آنچه بر سبيل مماشات ( در مورد زافر و ضعف او ) ذكر شد ، اصولا احمد و ابن معين زافر را توثيق نموده‌اند و ابو داود گويد : اوثقه است ، او مردى صالح بوده ، و ابو حاتم گويد جايگاه او راستى و صداقت است ( 1 ) سيوطى در اين مورد ( طعن بر زافر ) از ذهبى پيروى نموده كه نامبرده در « ميزان » حديث مزبور را ناشناس و غير صحيح يافته ، و بعد از او ابن حجر آمده و در لسانش از او تقليد كرده و زافر را متّهم به وضع حديث نموده است ! ! و حال آنكه ذهبى و ابن حجر را آنها كه شناخته‌اند ، از روى « ميزان » او شناخته‌اند كه در آن هزار انحراف است و لسانى كه آلوده بطعن و هدفهاى مغرضانه است ! ! اينست تلخيص ذهبى بر مستدرك حاكم ! بيائيد به بينيد : آنچه كه از فضايل آل اللَّه در احاديث صحاح آن روايت شده ذهبى بر آنها طعن و نكوهش نموده و هيچ مبنى و دليلى براى آن نميتوان يافت جز همان كينه ، كه در او رسوخ يافته و تمايل و علاقه اى كه بماسواى آنها ( عترت

--> ( 1 ) به جلد 3 « تهذيب التهذيب » ص 304 مراجعه شود .