الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
133
الغدير ( فارسي )
و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ، يكى از كفار ، از جمله خوارج ( 1 ) اين را شنيد ، و آمد نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و گفت : يا محمّد ! آيا اين از جانب تو است يا از طرف خداوند ؟ فرمود : اين از جانب خدا است ، كافر نامبرده از مسجد بيرون شد و در آستانهء در قيام كرد و گفت اگر آنچه محمّد ميگويد حق باشد خدايا فرو آر بر سر من سنگى از آسمان ، راوى گويد پس سنگى بر سر او افتاد و سر او شكست ، پس اين آيه : * ( سَأَلَ سائِلٌ . . . ) * تا آخر نازل شد . 11 - نور الدين بن صباغ مالكى مكَّى متوفاى 855 اين حديث را در كتاب خود « الفصول المهمّه » صفحه 26 روايت نموده است . 12 - سيد نور الدين حسنى سمهودى شافعى متوفاى 911 ( شرح حال او در ج 1 ص 215 ذكر شد ) اين حديث را در « جواهر العقدين » ذكر نموده است . 13 - ابو السعود عمادى ( 2 ) متوفاى 982 ، در جلد 8 تفسيرش ص 292 چنين نگاشته : گفته شده كه او ( يعنى درخواست كنندهء عذاب ) حرث بن نعمان فهرى بوده و جريان امر از اينقرار بوده كه : چون اين گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او رسيد كه دربارهء على رضى اللَّه عنه فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، گفت : خداوندا ، اگر آنچه محمّد ميگويد حق است بر ما سنگى از آسمان ببار ، بلا درنك خدا سنگى بر او افكند كه بدماغ او اصابت كرد و از عضو زيرين او بيرون شد و در دم جان سپرد . 14 - شمس الدين شربينى قاهرى شافعى متوفاى 977 ( شرح حال او در ج 1 ص 217 ذكر شد ) در جلد 4 تفسيرش ( السراج المنير ) صفحه 364 گويد : در اين كسى كه از خدا طلب عذاب نمود اختلاف است ، ابن عباس گفته كه او : نضر
--> ( 1 ) مراد از خوارج معنى عمومى آنست كه شامل هر آنكسى مىشود كه با حجت زمان خود نبرد كند و با او در رد كردن او ايستادگى كند ، خواه آن حجت پيغمبر باشد و يا خليفهء پيغمبر . ( 2 ) مولى محمد بن محمد بن مصطفى حنفى ، در سال 898 در قريه اى نزديك قسطنطينيه متولد شده علم آموخت و متصدى امر قضاوت و فتوى شد و در دوران تصدى فتوى در سال 982 در قسطنطينيه وفات يافت ، شرح حال او را ابو الفلاح در جلد 8 « شذرات الذهب » صفحهء 398 - 400 ذكر نموده است .