الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

128

الغدير ( فارسي )

فرمود : قسم بخداوندى كه معبودى جز او نيست ، اين امر از جانب خداوند است نامبرده پس از شنيدن اين سخن رو به طرف شتر خود روان شد در حالى كه ميگفت : بار خدايا ، اگر آنچه محمّد ميگويد راست و حق است بر ما سنگى از آسمان ببار ، و يا عذابى دردناك بما برسان ، هنوز به شتر خود نرسيده بود كه سنگى از فراز بر سر او آمد و از دبر او خارج شد و او را كشت و خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود : * ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . . ) * تا آخر . 2 - ابو بكر نقّاش موصلى بغدادى ( كه در سال 351 در گذشته و شرح حال او در ج 1 ص 172 مذكور است ) در تفسير خود « شفاء الصدور » حديث ابو عبيد مذكور را روايت نموده با اين تفاوت كه نام شخص مزبور را بجاى جابر بن نضر : حارث بن نعمان فهرى ذكر نموده چنان كه در روايت ثعلبى خواهد آمد و گمان دارم كه اين تصحيح از طرف او باشد . 3 - ابو اسحق ثعلبى نيشابورى ( متوفّاى 427 / 37 ) در تفسير خود « الكشف و البيان » گويد : از سفيان بن عيينه درباره قول خداى تعالى : * ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ) * سؤال شد كه در مورد چه كسى نازل شده ؟ نامبرده بسؤال كننده ( 1 ) گفت مسئله اى را از من پرسيدى كه تا كنون كسى آن را از من نپرسيده ، پدرم از جعفر بن محمّد عليهما السّلام روايت نمود ، و آن جناب از پدرانش ( صلوات اللَّه عليهم ) روايت نمود كه چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بغدير خم رسيد پس از گرد آمدن مردم در حالى كه دست على عليه السّلام را گرفته بود به آنها اعلام نموده فرمود : « من كنت مولاه ، فعليّ مولاه » پس اين خبر در بلاد شايع و منتشر گشت و به گوش حرث بن نعمان فهرى رسيد . نامبرده نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمد در حالتى كه بر ناقه اى سوار بود ، تا به ابطح ( 2 ) رسيد ، در آنجا از ناقهء خود فرود آمد و آن را خوابانيد و برسول خدا

--> ( 1 ) در روايت فرات بن ابراهيم كوفى در تفسيرش و در روايت كراجكى در كنز الفوايد مذكور است كه : سؤال كننده حسين بن محمد خارقى بوده . ( 2 ) سخن در پيرامون اين كلمه ( ابطح ) بطور مفصل و مبسوط انشاء اللَّه تعالى خواهد آمد