الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

125

الغدير ( فارسي )

اين آيه بيش از هشتاد و يك يا دو روز زيست نفرمود ، بصفحهء 115 مراجعه فرمائيد . و سيوطى در اين تحكم و زور گوئى خود از ابن كثير پيروى كرده : چه نامبرده در جلد 2 تفسيرش ص 14 بعد از ذكر حديث مزبور به دو طريقش گويد : هيچيك از اين دو حديث درست نمىآيد ، بنابر اين او ستمكارتر است ( 1 ) . 16 - ميرزا محمّد بدخشى ، حديث ابن مردويه را بشرحيكه در ص 117 گذشت در « مفتاح النجا » ذكر نموده است . و پس از تمام اين دلائل و آثار ، آنچه در خور نهايت شگفتى است ، سخن آلوسى است كه در ج 2 « روح المعانى » ص 249 گويد : شيعه از ابى سعيد خدرى آورده‌اند كه : اين آيه پس از فرمايش پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله دربارهء على كرّم اللَّه وجهه كه در غدير خم فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، نازل شد ، و پس از نزول آن آن جناب فرمود : الله اكبر على اكمال الدين ، و اتمام النعمة ، و رضى الرب برسالتى و ولاية على كرم الله تعالى وجهه بعدى . و پوشيده نيست كه اين از افتراهاى آنان ( شيعه ) است ، و ركاكت ( ضعف و بى مايگى ) خبر در آغاز امر ، گواه بر اين مطلب است . . . ! ! . ما نميتوانيم احتمال اين را بدهيم كه آلوسى بر طرق اين حديث و راويان آن آگاهى نداشته و بعلَّت جهل و عدم وقوف اين روايت را به شيعه فقط نسبت داده است بلكه انگيزه‌هاى عصبى و كينه توزى او را وادار نموده كه اين حقيقت آشكار را در پرده‌هاى اشتباهكارى و هوچيگرى بپوشاند ، ديگر اين گمان را به خود راه نداده كه كسى باشد و پس از وقوف و اطلاع بر كتب اهل سنّت و روايات آنها با او در آويزد و به حساب فتنه انگيزى او برسد ! ! آيا كسى نيست ، از اين مرد سؤال كند : با شناسائى تو كسانى را از پيشوايان حديث و علماء ، تفسير و حاملين تاريخ از غير گروه شيعه كه حديث مزبور را روايت نموده‌اند ، چگونه روايت مزبور را اختصاص به شيعه دادهء ؟ و با اينكه سلسلهء اسناد

--> ( 1 ) جمله اخير مثلى است ميان عرب كه « و البادى أظلم » .