الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

109

الغدير ( فارسي )

پيغمبر از يهود و نصارى انديشناك بود و به زودى بحقيقت حال در اين امر واقف خواهيد شد . بنابر مراتب مسطوره ، وجوه نامبرده صلاحيت آن را ندارد كه مورد اعتماد قرار گيرد و در خور آن نيست كه با احاديث معتبرهء سابق الذكر كه دانشمندان بزرگ مانند طبرى ، و ابن ابى حاتم ، و ابن مردويه ، و ابن عساكر ، و ابى نعيم ، و ابى اسحق ثعلبى ، و واحدى ، و سجستانى ، و حسكانى ، و نطنزى ، و رسعنى ، و غير آنها با اسنادهاى بهم پيوسته آنها را روايت نموده‌اند - مقابله و معادله نمايد ، آيا نسبت بحديثى كه اين پيشوايان معتبر ميدانند جز تصديق بحقيقت آن چه گمان ديگرى ميتوان نمود ؟ ! مضافا بر آنچه گفته شد ، اصولا در بعض وجوه ( كه در سبب نزول « آيه تبليغ » رازى ذكر نموده ) . دلائل ساختگى آشكار و نمايان است ، چه آنكه سياق آيه با وجوهى كه بعنوان سبب نزول ذكر شده ملايمت و مناسبتى ندارد ! بنا به تمام وجوه ( نه گانهء مذكوره ) دور نيست كه تفسير برأى باشد ، يا استحساناتى است فرضى كه فاقد دليل است ، يا مقصود ايجاد موانع زيادى است در برابر حديث ولايت ، تا نيروى آن حقيقت ( با القاء اين گونه اوهام ) درهم شكسته شود و جانب تصديق به اين امر خطير ضعيف و زبون گردد ! در حالى كه خداى متعال ابا و امتناع دارد ( از حصول مقصود بد انديشان ) تا آنجا كه نور خود را تمام و جلوه گر فرمايد . . رازى بعد از ذكر و تعداد وجوه ( دهگانه داير باسباب نزول آيهء تبليغ ) گويد : بدان كه اين روايات اگر چه بسيار است ، ولى اولى اينست كه مدلول آيه حمل شود بر اينكه خداى تعالى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله را از مكر يهود و نصارى ايمن ساخت و او را امر فرمود كه بدون انديشه از آنان تبليغ خود را ظاهر سازد ، و رجحان اين نظر از اين جهت است كه بحث و سخن بسيارى قبل از اين آيه و بعد از آن با يهود و نصارى جريان دارد ، لذا ديگر روا نيست كه اين يك آيه در بين مطالب قبل و بعد