الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

105

الغدير ( فارسي )

آنچه ما ميگوئيم ضدّيت و منافاتى ندارد ، زيرا در اين معنى جز اين منظور نيست كه خداى متعال كفايت كيد دشمن و نگهدارى از سوء نيّت آنها را در تبليغ امرى كه پيغمبر انديشه اختلاف و عدم تمكين امّتش را در آن مينموده تضمين فرموده . و امتناعى ندارد از اينكه آن امر ، همان نصّ غدير باشد ، و با تصريحاتيكه در اين احاديث ( كه ذكر شد ) مشهود است همين معنى متعيّن مىشود . و از سعيد بن جبير ، و عبد اللَّه بن شقيق ، و محمّد بن كعب قرظى ، و عايشه آورده كه آنان گفتند ( و لفظ روايت از عايشه است ) پيش از نزول آيهء : * ( وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ) * عدهء از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله حراست مينمودند ، ولى پس از نزول اين آيه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله سر خود را از حجرهء خود بيرون كرد و بمردم ( نگهبانان و حراست كنندگان خود ) فرمود : برگرديد ( يعنى برويد ، ديگر نيازى به نگهبانى و حراست شما ندارم ) زيرا خداوند مرا نگهدارى فرمود . در اين قول نيز ، جز اينكه پس از نزول وعدهء نگهدارى خداوند ، پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نگهبانان خود را ( از پيرامون جايگاه خود ) متفرّق ساخت ، چيز ديگرى وجود ندارد و متعرّض هيچگونه امرى كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بدان جهت ترس و انديشه برانگيختن مردم را در اين داستان و يا بطور مطلق ، داشته ، نمىباشد ، و امتناعى ندارد از اينكه اين امر همان داستان و مسئلهء غدير باشد ، و از طرفى روايات مذكورهء در اين كتاب و غير آن همين امر را تأييد و تعيين مىكند . و طبرى در سبب نزول آيه نيز از قرظى ذكر نموده كه : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هر وقت بمنزلى فرود مىآمد اصحاب آنحضرت درخت سايه دارى انتخاب ميكردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خواب نيمروز را در زير آن درخت بياسايد ، روزى هنگام آسايش پيغمبر ، عربى صحرائى آمد و شمشير خود را كشيد و گفت : چه كسى تو را از ( جملهء ) من مانع خواهد شد ؟ پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود خدا : در اين هنگام دست آن عرب لرزيد و شمشير از دست او افتاد ، راوى گويد عرب مزبور در آن حال ( با وضعى غير عادى ) آنقدر