الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

98

الغدير ( فارسي )

دربارهء عليّ بن ابي طالب عليه السّلام نازل شده است . 15 - حافظ ، عزّ الدين رسعنى ( 1 ) موصلى ، حنبلى ، متولَّد سال 589 و متوفّاى 661 ( شرح حال او در ج 1 ص 196 ذكر شد ) در تفسير خود ( ستايش نسبت به تفسير او از قول ذهبى قبلا ذكر شده ) از ابن عباس رضى اللَّه عنه روايت نموده كه گفت : چون اين آيه نازل شد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، ( 2 ) 16 - شيخ الاسلام ، ابو اسحق حموينى متوفّاى 722 ( شرح حال او در ج 1 ص 200 ذكر شد ) در « فرايد السمطين » از استادان سه گانه خود : سيد برهان الدين ابراهيم بن عمر حسينى مدنى ، و شيخ پيشوا مجد الدين عبد اللَّه بن محمود موصلى ، و بدر الدين محمّد بن محمّد بن اسعد بخارى باسنادشان از ابي هريره روايت كرده كه : آيهء مزبور در شأن على عليه السّلام نازل شده است . 17 - سيد على همدانى متوفاى 786 ( شرح حال او در ج 1 ص 205 گذشت ) در « مودّة القربى » از قول براء بن عازب رضى اللَّه عنه نقل كرده كه گفت : با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در حجّة الوداع آمدم چون بغدير خم رسيديم نماز جماعت اعلام شد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله زير درختى نشست و دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : آيا من اولى ( سزاوارتر ) بمؤمنين از خود آنها نيستم ؟ گفتند : بلى ، هستى يا رسول اللَّه

--> ( 1 ) بطوريكه در جلد 7 شرح « المواهب » صفحه 14 مذكور است : رسعنى بفتح راء بى نقطه و سكون سين و فتح عين بى نقطه پيش نون ، نسبت به شهرى است در « ديار بكر » بنام راس عين كه آب دجله از آن خارج مىشود . ( 2 ) اين حديث را بدخشانى در « مفتاح النجا فى مناقب آل العبا » و رفيق رسعنى ، اربلى در « كشف الغمه » صفحهء 92 از او ( عز الدين رسعنى ) نقل كرده‌اند ، كه سلسلهء سند را مىرساند به ابن عباس و محمد بن على باقر عليه السلام و سپس اربلى در صفحهء 96 گويد : نامبرده دوست ما بود و ما او را ميشناختيم و حنبلى مذهب بود ، و در صفحه 25 گويد : نامبرده مرديست فاضل و اديب و خوش معاشرت و شيرين گفتار و فصيح در عبارت ، با او در موصل ملاقات نمودم .