الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 86
الغدير ( فارسي )
17 - و اگر براى وصول بهر هدف ديگر تأليف نمودى بتحقيق به مقصود خود نايل گشتى . دانشمند مزبور . نامه ديگرى نيز فرستاده و آن را به اين ابيات پايان داده : دع المجدب الظامى يموت بدآئه و يجرع من كاس الندامة صابا أيصدر عن روض « الغدير » و مآئه و يتبع و هما نائيا و سرابا ؟ و يحسب ان يروى غليل فؤاده و لمّا يجد غير « الغدير » شرابا ؟ فدعه يلاقى حتفه هو صاديا و دعه يرى ما يرتضيه يبابا ! ( ترجمهء اشعار مزبور ) 1 - واگذار تشنه كام سرگردان در وادى خشك را . تا به درد خود بميرد . و از جام پشيمانى جرعههاى حرمان بنوشد ! 2 - آيا از طراوت « غدير » و آب گواراى آن سرباز مىزند و بدنبال پندارهاى دور و شوره زار آب نما ميرود ؟ ! 3 - و گمان مىكند كه ميتواند خود را از غير اين سرچشمهء گوارا سيراب و هيجان خود را فرو نشاند ؟ ! 4 - پس واگذار او را تا مرگ و هلاك خود را دريابد و ويرانى را كه بر خود پسنديده به بيند ! ! نامهء ديگر - كه از سرايندهء بزرگوار علوى نسب السيد يحيى - السيّد داود الشرع رسيده و به اين ابيات آغاز شده : الحقّ ابلج وضّاح لطالبه كالشمس بادية في الافق للنظر و الفضل يرجع في العصر الحديث لمن بسفره قد اتى عن محكم السور ذاك « الامينىّ » قد لاحت معاجزه فكان نور هدى في عالم البشر ( ترجمهء اشعار مزبور ) 1 - حق براى جويندهء آن آشكارترين هدف است . بمانند خورشيد تابان كه در افق نمايان است .