الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 67
الغدير ( فارسي )
كه بارشاد وى افتاد زرونق باطل جلوه گر شد حق و طشت عدو افتاد زبام اين ز فيض حق و اخلاص دل ( خالصى ) است ورنه از ( واحدى ) اين نظم نيايد بنظام 9 - منظومهء دلنشين دانشمند نامى آقاى عبد الصاحب دجيلى : الا حيّيت من فذّ ضليع سديد الرأى منقطع القرين تغوص على المعانى الغرّ فردا لتلقى الناس بالدر الثّمين تحدثنا و انت بنا امين لذاك دعيت بالحبر « الامينى » كتابك في الغدير غدير خمّ تضمّ به البحور من الفنون و ما يوم الغدير سوى شعاع سرى لينير في دنيا و دين تمرّ به القرون و ما سواه جدير بالخلود مدى القرون ( ترجمهء منظوم - از منظومهء بالا ) الا اى مرد بىهمتاى نامى كه در انديشه فردىّ و تمامى تو را بادا تحيّت زانكه فردى گشاده سينه و فرزانه مردى زدى غوطه بدرياى معانى بر آوردى درى كش نيست ثانى سخن گفتى تو با صدق و امانت امينى ، زان « امينى » گشت نامت كتاب تو كه نامش « الغدير » است ز درياها فزونتر در ضمير است فنونى را تو در وى جاى دادى بهر فنّى تو الحق اوستادى بود روز غدير آن مهر ذو المن كه هر دو نشئه از وى هست روشن بر او بگذشته بس روز و مه و سال از اين پس نيز گردد دور احوال نباشد ذكر آن را هيچ پايان بود پيوسته جاويدان بدوران 10 - قصيدهء غديريهء اثر طبع وقاد دانشمند محترم آقاى سيد محمّد هاشمى كه در شماره 80 سال چهارم مورخ 19 محرم الحرام 1370 مجلهء « البيان » منطبعهء نجف اشرف درج گرديده - مطلع آن اين است :