الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 60

الغدير ( فارسي )

فزونىّ او بر همه شد عيان كه فضلش بود همچو علمش غزير از آنچشمهء خوشگوار علوم كه نبود مر آن را بعالم نظير بما تشنگان برفشاند آنچنان كه سيراب از آن گشت ما را ضمير در اوراقش آنسان علومى نهاد فروزنده مانند مهر منير 5 - اثر برجسته شاعر كم نظير آقاى حاج محمّد - شيخ بندر - عفك : أعبد الحسين بلغت المنى بتأليف هذا لغدير الاغَّر جمعت فاوعيت مستقصيا فضمنته غاليات الدرر و اثبتّ بيعة يوم الغدير لزوج البتول ابى المنتظر بنصّ النبىّ بآى الكتاب باجلى بيان و اهدى اثر فجاء كشمس الضحى مشرقا و هل تنكر الشمس بين البشر ؟ فما عذر جاحد يوم الغدير و قد ايّد النصّ اهل السير ؟ لئن خالفونا و هم يعلمون فقد خالفو اللَّه فيما أمر ! ( ترجمه منظوم اشعار بالا ) ايا عبد الحسين ، اكنون بر آمد آرزوى تو فزون شد از كتاب الغديرت آبروى تو چو گرد آوردى اين مجموعهء نغز متينت را از اين عقد سخن شد شهره در آفاق خوى تو رموز بيعت روز غدير شاه مردان را نمودى آشكار و شد مدلل گفتگوى تو چو مهر نيم روزى پرتوافكن شد افاضاتت دگر نبود كسى را راه انكارى بسوى تو چه عذرى دارد آنكو منكر نص غدير آيد ؟ به پشتيبانى تاريخ رسوا شد عدوى تو