الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
197
الغدير ( فارسي )
ذكر نموده گويد : پيشوائى بوده متقن ، داراى فنون و ادب ، كتاب « مقتل الحسين عليه السّلام » از او است ، و تفسير خوبى گردآورى و تصنيف نموده ، من آن را ديدم ، در آن باسناد خود روايت مىكند ، ابن كثير در جلد 13 تاريخش ص 241 او را ستوده است ، و قسمتى از گفتار اربلى ( همرديف و - همكار او ) در شرح حال نامبرده خواهد آمد ، حديث او در نزول آيهء تبليغ درباره على عليه السّلام ذكر خواهد شد . 250 - فضل اللَّه بن ابى سعيد - حسن شافعى - توربشتى ، سبكى در جلد 4 طبقاتش ص 146 شرح حال او را ثبت و گفته : نامبرده مردى است محدّث و فقيه از اهل شيراز ، شرح خوبى بر « مصابيح » بغوى نوشته و صحيح بخارى را از عبد الوهاب ابن مغرم ( باسنادش ) روايت كرده ، گمان دارم ، اين مرد بزرگ در حدود سال 660 وفات يافته ، و بواسطهء وقعهء تاتار معرفت به حال او ميسّر نشده ، پس از اين مطالب سبكى بعضى از فوائد مذكورهء در شرح مصابيح ( تاليف او را ) ذكر نموده ، نامبرده حديث غدير خم را در كتابش « المعتمد في المعتقد ( 1 ) » روايت نموده . 251 - حافظ - محى الدّين - يحيى بن شرف بن حسن - ابو زكريا نووى ( 2 ) دمشقى - شافعى متوفاى 676 ، سبكى در جلد 5 طبقاتش ص 166 - 168 شرح حال او را ذكر و ستايش بليغ نسبت به او نموده ، ابن كثير در جلد 13 تاريخش ص 278 او را ذكر نموده و گويد : استاد مذهب و بزرگ فقهاء زمان خود بوده و از حيث زهد و عبادت و ورع و تحقيق و فراهم ساختن موجبات بهم پيوستگى مردم - بمرتبه اى رسيد كه احدى از فقهاء قادر بوصول به آن نبودند ، سپس تأليفات او را ذكر و توصيف نموده ، ذهبى نيز در جلد 4 تذكره اش ص 259 - 264 در شرح حال او بسط كلام داده ، حديث غدير نقل از تأليف او « رياض الصالحين » در ص 72 گذشت ، و در كتاب ديگرش كه در تهذيب اسماء و لغات تأليف نموده چنين نگاشته : و در كتاب
--> ( 1 ) چلبى در جلد 2 « كشف الظنون » ص 462 كتاب مزبور را به او نسبت داده و ذكر نموده است ( 2 ) نوى ، قريه ايست از قراء حوران .