الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

106

الغدير ( فارسي )

اخبار از اسماعيل بن كشيط ( 1 ) از جميل بن عماره ( 2 ) از سالم بن عبد اللَّه بن عمر ( ابن جرير گويد : گمان دارم كه گفت : از عمر ، و اين جمله در كتاب من نيست ) . روايت نموده كه گفت : شنيدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه دست على عليه السّلام را گرفته بود فرمود : هر كس من مولاى اويم پس اين على عليه السّلام مولاى او است . بار خدايا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد . 91 - ابو نجيد عمران بن حصين خزاعى « در سال 52 در بصره درگذشته ) ابن عقده در » حديث الولايه « حديث غدير را با ذكر سند از او روايت نموده و مولوى محمّد سالم بخارى نقل از حافظ ترمذى نموده و خطيب خوارزمى و - شمس الدين جزرى در » اسنى المطالب « ص 4 او را از جمله راويان حديث غدير از صحابه بشمار آورده‌اند . 92 - عمرو بن حمق خزاعى كوفي ( در سال 50 درگذشته ( 3 ) ) ابن عقده حديث غدير را از او روايت نموده و خوارزمى در مقتلش او را از جمله راويان حديث غدير از صحابه بشمار آورده .

--> ( 1 ) چنين مذكور است و درست آن : نشيط است ( زيادتى چاپ دوم ) . ( 2 ) چنين مذكور شده و در تاريخ بخارى چنان كه درس 64 خواهد آمد عامر مذكور است ( زيادتى چاپ دوم ) ( 3 ) عمرو بن حمق داستان عجيبى دارد كه در كتب تاريخ مسطور است كه پس از بيرون شدن او از كوفه از طرف لشكريان معاويه و عامل موصل تعقيب شد و در نزديكى موصل در يك غار مار سياه و مهيبى او را هلاك نمود و اسب او در آن حوالى مشاهده شد و لشكريان با مشاهدهء اسب او به طرف غار آمده و او را در آنحال مشاهده كردند و سر او را از بدن جدا نمودند و اين سرنوشت با اين جمله از فرمايش حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پيش بينى شده بود كه فرمود : جن و انس در كشتن تو شركت ميجويند و سر او را بر نى زدند و بشام نزد معاويه بردند و گفته شده : اولين سرى كه در تاريخ اسلام بر نى نصب شد ، سر عمرو بن حمق خزاعى بود - مترجم