الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

66

الغدير ( فارسي )

گفته است كه اين حديث نيكو و درست است . ( 1 ) و حاكم در جلد 3 « المستدرك » ص 109 از ابى الحسين محمّد بن احمد بن تميم حنظلى در بغداد از ابى قلابه عبد الملك بن محمّد رقاشى از يحيى بن حمّاد و باز از قول ابو بكر محمّد بن بالويه و محمّد بن جعفر بزار و آن دو از قول عبد اللَّه بن احمد بن حنبل از پدرش از يحيى بن حمّاد - و نيز از قول ابو نصر احمد بن سهل فقيه بخارى از صالح بن محمّد حافظ بغدادى از خلف بن سالم مخرمى از يحيى بن حمّاد روايت كرده - كه او ( يحيى ابن حمّاد ) از ابى عوانه نقل كرده و او از سليمان اعمش و او از حبيب بن ابى ثابت از ابى الطفيل از زيد و صحت و درستى اين طريق و اسناد را اشعار داشته و به همين سند حديث مزبور را احمد بن حنبل در جلد 1 ( المسند ) ص 118 از شريك - از اعمش روايت نموده . و در ص 109 جلد مذكور « مستدرك » از ابى بكر بن اسحق و دعلج بن احمد سنجرى و آن دو از محمّد بن ايوب و او از ازرق بن على و او از حسان بن ابراهيم كرمانى و او از محمّد بن سلمة بن كهيل و او از پدرش و او از ابى الطفيل و او از زيد روايت كرده كه : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بين مكَّه و مدينه در محلى كه پنج اصله درختان تناور و خاردار بود فرود آمد . مردم زير درختان مزبور را جاروب كردند و خار و خاشاك آنجا را بر طرف ساختند و آن جناب شب را در آنجا گذرانيد و پس از بجا آوردن نماز براى خطبه به پا خاست و حمد و ثناى خداوند نمود و موعظه فرمود و پس از سخنان خود خطاب بمردم فرمود : همانا من دو امر در ميان شما . واميگذارم كه اگر آن دو را پيروى و تبعيّت نمائيد هرگز گمراه نشويد و آن دو كتاب خداست و عترت ( اهل بيت ) من ، سپس آن جناب سه بار فرمود : آيا ميدانيد كه من اولى ( سزاوارتر ) هستم باهل ايمان از خود آنها . همگى گفتند : بلى . پس از آن فرمود : هر كس كه من مولاى اويم على عليه السّلام مولاى اوست . و در صفحه 533 ( همان مجلد از مستدرك ) از محمّد بن على شيبانى در كوفه

--> ( 1 ) اين دو كلمه ترجمهء ( حسن و صيحيح ) است كه در اصطلاح علم درايت و رجال در مورد حديثى گفته مىشود كه راويان آن تعديل شده باشند - مترجم .