الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
50
الغدير ( فارسي )
ص 473 از او روايت كردهاند و حديث نامبرده در « اسماء الرجال » تأليف ابى الحجاج و « تهذيب التهذيب » جلد 7 ص 337 و « كفاية الطالب » ص 16 بطريق عالى از مشايخ او كه همه حافظين حديث بودهاند و شريف ابو تمام على بن ابى الفخار الهاشمى ، و ابو طالب عبد اللطيف بن محمّد قبيطى ، و إبراهيم بن عثمان كاشغرى بطرقشان از عبد اللَّه بن محمّد بن عقيل آوردهاند كه گفت : باتفاق على بن الحسين عليه السّلام و محمّد بن الحنفيه و ابو جعفر عليه السّلام نزد جابر بن عبد اللَّه در خانهء او بوديم ، پس مردى از اهل عراق داخل شد و بجابر گفت : تو را به خدا قسم مىدهم كه آنچه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ديدى و شنيدى براى من بيان كن ؛ ( تا آخر اين داستان كه در حديث مناشدهء مرد عراقى با جابر ابن عبد اللَّه خواهد آمد . و حافظ حموينى در « فرايد السمطين » در سمط اول در باب نهم از طريق حافظ ابن البطَّى ، و ابن كثير در - « البداية و النهاية » جلد 5 ص 209 باسناد از عبد اللَّه بن محمّد بن عقيل از او ( يعنى جابر ) اين حديث را روايت نمودهاند . و پس از نقل حديث گفته است : استاد ما ذهبى گفت : اين حديث ( از نقطهء نظر راويانى كه در سلسله روايت دارد ) - حديث نيكوئى است . و ابن لهيعه از بكر بن سواده و جز او از ابى سلمة بن عبد الرحمن از جابر - به همين نحو - و همچنين . متقى هندى در جلد 6 « كنز العمال » ص 398 نقل از بزار باسنادش از او ، و سمهودى در « جواهر العقدين » ( چنان كه قندوزى حنفى در ينابيع خود در ص 41 از او نقل كرده ) - به همان لفظ و بيان از ابن عقده و وصّابى شافعى در « الاكتفاء » نقل از سنن حافظ ابن ابى شيبه باسنادش از او اين حديث را روايت نمودهاند . و حافظ ابن المغازلى ( بطوريكه در « العمده » تأليف ابن بطريق ص 53 مذكور است ) با ذكر سند و باسناد خود از بكر بن سواده از قبيصة بن ذويب و ابى سلمة بن عبد الرّحمن از جابر بن عبد اللَّه روايت نموده باينكه : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در خم فرود آمد و مردم از آن جناب دور و متفرّق گشتند . پس آن جناب على عليه السّلام را امر فرمود كه مردم را جمع نمايد و پس از اجتماع آنها رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه تكيه بدست