الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 161
الغدير ( فارسي )
و جز ذكر ولايت سخن ديگر نيست ، گوئى اين مرد بزرگوار ، چون سيد اسمعيل حميرى معروف است كه حاضر نبود در مجلسى كه سخنى جز مديح آل رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و محامد بنى هاشم باشد ساعتى بنشيند و سيّد بزرگوار نامبرده اشعار به همين معنى كرده آنجا كه گويد : انى لاكره ان اطيل بمجلس لا ذكر فيه لفضل آل محمّد لا ذكر فيه لا حمد و وصيّه و بنيه ذلك مجلس نطف ردىّ ( 1 ) بهر صورت بزرگترين امتياز آية اللَّه امينى كه سرآمد همه ملكات فاضلهء او است اينست كه اين حقيقت را دريافته ، كه راه راست ولايت ، انسان را بسر منزل قرب حق مىرساند . آرى . جز از راهى كه صاف و مستقيم است به مقصد كى رسى زين راه و آن راه ؟ ! در پايان اين قسمت بمورد است كه بدانيد : از امارات سعادت حقيقى امينى مضافا بر توفيق كارهاى بزرگ كه در راه تأليف يافته است دو موفقيّت است - اوّل داشتن فرزندان صالح و اهل فضل و هنر كه به حمد اللَّه در كارهاى خير پدر بزرگوارشان كمك نموده و سيرهء سنيّهء پدر را پيروى نمودهاند . خاصه آقاى آقا محمد هادى كه مضافا بر جنبهء مساعدت و پشتى بانى پدر خود در فنون دانش و تأليف نيز واردند و چند فقره از آثار ايشان در نجف اشرف بچاپ رسيده و نيز كتاب درر الَّسمطين حافظ محمّد بن يوسف زرندى تحت نظر مراقبت و بنفقهء ايشان در سال 1379 قمرى طبع شده است . اين خلف ارجمند و صالح افتخار ديگرى هم دارد و آن عبارتست از امر نظارت كتابخانهء مباركهء امير المؤمنين عليه السّلام در نجف اشرف ( شرح آن خواهد آمد ) كه اين خدمت پر افتخار بعهدهء ايشان محوّل شده است و در اين راه مساعى جميله مبذول و ابراز لياقت نموده ، جزاه اللَّه عن مولاه خير الجزآء .
--> ( 1 ) همانا من اكراه دارم ، در مجلسى مكث كنم كه در آن مجلس يادى از فضيلت آل محمد ( ص ) نشود و يادى از پيغمبر گرامى و وصى او و فرزندان او بميان نيايد ، چنين مجلسى فاسد و بد و منفور است .