السيد محمد حسين الطهراني
75
امام شناسى (فارسى)
خود را مهيّا ، و نه صدق در گفتار ، و نه خلوص در عبادت ، و نه عشق و شور لقاى خدا در سر . و ثانيا در مقام عمل ، سنگين و سخت ، با دلهاى قسىّ و نفوس سركش و متمرّد از پذيرائى حقّ هر روز و هر ساعت رسول خدا را به علّت تلوّن و ترديد در مشكلاتى واقع مىساختند ، آنها اهل جهنّم ، و البتّه خلود مقام و محلّ آنان است . آنها در اين دنيا نفوس شريرهء خود را مخلّد در صفات و ملكات زشت نمودند ، بايد در آن عالم كه عالم بروز و ظهور است مخلّد باشند . لذا تقسيم شيعه و غير شيعه در زمان رسول خدا يك امر قهرى بوده است ، شيعه صفّى بود كه مطيع و فرمانبردار ، و آنان متمرّد و جسور . در احوال مستضعفين از سنّىها و عاقبت كار آنان در اينجا يك صفّى ديگر ديده مىشود كه نه از اين و نه از آن است . نه مانند اصحاب امير المؤمنين پاكدل و پاك عمل ، و نه مانند آنها تاريك و زشت كردار . گاهگاهى نيز انفاق دارند ، نماز و روزه به جاى مىآورند ، دستورات دين را اطاعت مىكنند ، و با رسول خدا و اهل بيت نمىستيزند ، و با دشمنان آنها نمىپيوندند ، بلكه به علّت قصور ، حقيقت براى آنها مكشوف نگشته ، روزگارى را در اين حال مىگذرانند . و اين طبقه هميشه اكثر افراد اجتماعات را در امّتها تشكيل مىدهند ، بطورى كه اگر فرضا حقّ بر آنها روشن شود از قبول آن ابا و خوددارى نمىكنند ، لكن روى يك سلسله تربيتهاى غير صحيح و محيطهاى دگرگون و دور از حقّ ، غلط را صحيح و صحيح را غلط پنداشته و عمل كردهاند . اينها جزء طبقهء مستضعفيناند كه نه يكسره داخل در بهشت و نه يكسره داخل در دوزخ ، بلكه به مقتضاى عقيده و عملى كه داشتهاند مورد حساب قرار خواهند گرفت ، مانند بيشتر از لشگريان حضرت كه در صفّين بودند و بعد جزء خوارج شدند ، چون حضرت آنها را نصيحت فرمود و اقامهء برهان و دليل نمود ، توبه كردند و از مخالفت دست بازداشتند ، و مانند بيشتر از سنّى مذهبان كه در عرفات و مشعر و منى و خانهء خدا مجتمع مىشوند ، عداوتى با اهل بيت ندارند ، ولايت و امامت و خلافت بلافصل آنها را نيز قبول ندارند ، البتّه علماء و بعضى از بزرگان آنها كه به كتب و تواريخ و تفاسير و اين همه روايات واقفاند و مع ذلك تسليم حق نمىشوند حساب آنها خيلى مشكل است ، ولى اكثريّت آنها كه عامى هستند و از كتب سيره اطّلاع ندارند و معلومات و عقائدشان منحصرا مبتنى بر ارشاد علماى آنهاست در صورت عدم تقصير اميد است مورد عفو و