السيد محمد حسين الطهراني

69

امام شناسى (فارسى)

رسول خدا را دربارهء آنها و دربارهء شيعيان آنها حمل بر حميّت قومى و رابطهء خويشاوندى مىنمودند ، و ناشى از احساسات مادّى و عواطف ظاهرى و احيانا سودجوئى مىدانستند ، بالأخصّ آنكه مىديدند امير المؤمنين عليه السّلام در هيچ لحظه از رسول خدا جدا نمىشود ، و در مشكلات و شدائد ، در ابتلائات و سختىهاى مادّى و جنگها يگانه يار و حامى فداكار رسول خداست ، و رسول خدا او را برادر و وزير و وصىّ و خليفه و ولىّ و سرپرست و صاحب اختيار همهء مسلمانان معرّفى فرموده ، و آيات قرآنيّه مرتّبا دربارهء او نازل مىشود و پيامبر براى مردم بيان مىفرمايد كما آنكه در روايت از رسول اكرم آمده است كه فرمود : ما من آية نزلت فى القرآن فيها يا ايّها الّذين آمنوا الّا و علىّ رأسها و اميرها . « 1 » « هيچ آيه‌اى در قرآن نازل نشده است كه در آن يا ايّها الّذين آمنوا باشد مگر آنكه علىّ بن ابي طالب رأس آيه و امير آن آيه است » . و حضرت رسول اللّه در تمام مدّت نبوّت خود از مقامات معنوى و درجات روحى و نتائج اخروى آن حضرت بيان مىفرمودند . اين بود كه حقد و حسادت در سينهء افرادى كه نمىتوانستند ببينند بالا مىكشيد ، و بالنتيجه داعى خودپرستى و شخصيّت طلبى آنها را وا مىداشت كه از امير المؤمنين دورى كنند و به او با نظر كوچكى بنگرند . نامگذارى شيعه بر پيروان على توسط خود رسول اللّه بوده است ولى بسيارى از اصحاب رسول خدا كه مطيع و منقاد فرمايشات آن حضرت بودند و در كلام آن حضرت ايراد و نظرى نداشتند ، و روح استقلال و بلند منشى و استكبار نيز در آنان كم بود يا نبود ، طبعا آن فداكارىهاى امير المؤمنين و عبادت‌هاى او را كه مىديدند كه نقطهء معلوم و مشهود انسانيّت است ، از طرفى و آن تمجيد و تعريفى كه رسول خدا از او مىنمودند از طرف ديگر ، آنها را به امير المؤمنين و محبّت آن حضرت نزديك مىنمود و در معاشرت و رفت و آمد و ساير مشكلات تشريك مساعى مىنمودند ، كم كم موجب آن مىشد كه صفات امير المؤمنين عليه السّلام در آنها ظاهر شود ، آنها نيز متوغّل در عبادت و جهاد و ايثار و انفاق و صدق و محبّت و شور و شوق لقاء خدا و مروّت و ساير صفات پسنديده مىشدند ، و

--> ( 1 ) « حلية الأولياء » ج 1 ص 64 ، و « ذخائر العقبى » ص 89 از احمد حنبل در « مناقب » آورده است .