السيد محمد حسين الطهراني

53

امام شناسى (فارسى)

هفده روز از ماه رمضان گذشته بود . پس به واسطهء شدّت بىخوابى ، چرت و پينكى مرا گرفت . رسول خدا بر من ظاهر شد ، عرض كردم : اى رسول خدا چه بسيار از امّت تو به من سختى و تعب و دشمنى وارد شده است ! رسول خدا فرمود : آنها را نفرين كن ، عرض كردم : بار پروردگارا به عوض آنها براى من ملاقات خوبان را نصيب من بنما ، و به عوض من بر آنان بدتر از مرا نصيب آنان كن . حضرت امام حسن فرمود : ابن ابى النّبّاح آمد و اذان نماز در داد . حضرت براى نماز خارج شد و من به دنبال او رفتم آن دو مرد يكى پس از ديگرى حربهء خود را حوالهء امير المؤمنين كردند يك حربه بر طاق فرود آمد ، امّا ديگرى بر سر آقا نشست » . در بعضى از روايات وارد است كه اين خواب را امير المؤمنين عليه السّلام براى امام حسن در شب آخر عمر خود بيان كردند ، و سپس بيان كردند كه بعد از دعاى من پيغمبر فرمود : يا على دعايت مستجاب شد ، سه شب ديگر ميهمان مائى . اى حسن دو شب از آن خواب گذشته و امشب شب آخر من است .