السيد محمد حسين الطهراني
39
امام شناسى (فارسى)
از تفسير آيه شريفهء « رجال صدقوا » و شأن نزول آن سؤال كرد . حضرت فرمود : خدايا آمرزش با توست ، سپس فرمود : اين آيات دربارهء من و دربارهء عموى من حمزه و دربارهء فرزند عموى من عبيدة بن الحارث نازل شده است . امّا عبيده در جنگ بدر به درجهء شهادت رسيد ، و امّا حمزه در جنگ احد شهيد گشت ، و امّا من منتظرم كه شقىترين امّت اين را از اين خضاب كند - و با دست خود اشاره به محاسن خود و به سر خود نمودند - و اين پيمانى است كه حبيب من محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم با من بسته است » . و روى انّ عليّا جاءه ابن ملجم يستحمله « 1 » فحمله ، ثمّ قال رضى اللّه عنه : اريد حياته و يريد قتلى * عذيرى « 2 » من خليلى من مراد ثمّ قال : هذا و اللّه قاتلى ، فقيل له : أ لا تقتله ؟ فقال : فمن يقتلنى ؟ ! « 3 » « و در روايت آمده كه ابن ملجم خدمت امير المؤمنين عليه السّلام آمده و طلب حاجت و مركب سوارى كرد ، حضرت به او اسبى داد و حاجت او را برآورد و سپس فرمود : من براى او زندگى و حيات مىخواهم و او ارادهء كشتن مرا دارد ، بياور پذيرندهء عذر مرا در اين صورت از دوستان من از طائفهء مراد . و سپس فرمود : سوگند به خدا كه اين مرد قاتل من است . به حضرت گفتند : آيا او را نمىكشى ؟ حضرت فرمود : پس چه كسى مرا خواهد كشت ؟ » .
--> ( 1 ) معناى « يستحمله » اين است كه از حضرت مركبى طلب مىنمود و شاهد بر اين معنى روايتى است از ابن سعد در « طبقات » . مرحوم مجلسى در ج 9 « بحار الانوار » ص 647 گويد : و ذكر ابن سعد فى « الطبقات » : انّ امير المؤمنين عليه السّلام لمّا جاء ابن ملجم و طلب منه البيعة طلب منه فرسا أشقر فحمله عليه فركبه فأنشد أمير المؤمنين عليه السّلام : أريد حياته - البيت . ( 2 ) در « نهايهء » ابن اثير عذيرك من خليلك من مراد ذكر كرده است و گفته است « عذير » به معنى اسم فاعل يعنى عاذر است و عاذر پذيرندهء عذر را گويند ، و « عذيرك » منصوب است به فعل مقدّر « اى هاك عذيرك . و بنابراين عذيرك و عذيرى فرق نمىكند و كاف خطاب مراد نفس خود متكلّم است ، و اين شعر را به خود امير المؤمنين عليه السّلام نسبت داده است و تمثّل نيست ، و در بعضى از نسخ به جاى « حياته » « حباءه » آمده است . ( 3 ) « الصواعق المحرقة » ص 80 .