السيد محمد حسين الطهراني
28
امام شناسى (فارسى)
رسانيده و ميوهء كال و نارس وجود آنان را با تربيت تشريعى و امداد نور تكوينى پر آب و شيرين و رسيده مىكند . امّا اگر بنا بشود انسان از افكار شخص خود تجاوز نكند و در تحت تعليم و تربيت چنين مربّى قرار نگيرد . در همان محدودهء خيالات و افكار كوتاه زندانى مىگردد ، راه تكامل بر او بسته مىشود ، از نابينائى جهل به بينائى علم و از ظلمت به نور عبور نمىكند . و حقّا از همهء افراد بشر محروميّت و خسران او بيشتر خواهد بود ، و اين همان گمراهى عميق و غير قابل علاج است ، چون هر درد را مىتوان معالجه كرد به جز درد جهل و نادانى را . و براى جاهل همين درد بس كه جاهل است و در گردابهاى تاريك غوطه خورده و هر لحظه در انتظار هلاكت سرمدى كه - عكسالعملهاى همين جهل مىباشد ، خواهد بود . امام سرچشمهء نور و علم است چون چراغ تاريك دل را به تسليم و تبعيّت از او واداريم دل ظلمانى ، نورانى مىشود ، و چاه خشك پر آب مىگردد ، و كالبد مرده زنده ، و در تن بىروح روان مىدمد . و اگر متّصل ننموديم چاه خشك به همان منوال ، و چراغ تار به همان قسم ، و بدن مرده نيز بىروح و روان باقى مىماند . در كتاب « غيبت » نعمانى از كلينى با اسناد متّصل خود از ابن ابى نصر از حضرت ابى الحسن علىّ بن موسى عليهما السّلام راجع به تفسير آيه كريمهء : وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ ، روايت مىكند كه فرمود : من اتّخذ دينه و رأيه به غير امام من أئمّة الهدى « 1 » . حضرت فرمود : « منظور از اين شخص گمراه در آيه مباركه همان كسى است كه رويّه و دين خود را همان آراء و افكار خود قرار داده و از ائمّهء هدى پيروى نمىكند » . و اين همان جاهليّتى است كه در روايات متواتره از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم وارد شده است كه : من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة . بحث در مفهوم مرگ جاهلى ما از نقطه نظر سند اين روايات مفصّلا بحث كرديم ، امّا از نقطهنظر مفاد و دلالت بسيار جاى دقّت و تحقيق است . اولا بايد ديد مردن جاهلى يعنى چه ، و مردم جاهليّت در چه
--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 7 ص 17 .