السيد محمد حسين الطهراني
215
امام شناسى (فارسى)
مردويه از سعيد بن جبير از ابن عبّاس به واسطهء عكرمه ذكر كرديم به نظر مىرسد كه اين دو روايت ، روايت واحدى بوده و در روايت واحدى تدليس شده و براى تعميهء افكار ، عكرمهء كذّاب را از او ساقط كردهاند . و امّا مقاتل بن سليمان كه او نيز راوى اين حديث است ، او نيز از دروغگويان معروف و حديثسازان مشهور است و در دروغگوئى از رفيقش عكرمه دست كمى ندارد ، و نسائى او را از جملهء كذّابين و حديثسازان قرار داده است « 1 » . و جوزجانى همانطور كه در ترجمهء مقاتل از « ميزان الاعتدال » به دست مىآيد گفته است كه : او كذّاب و جسور است « 2 » و به منصور دوانيقى مىگفته است : ببين چه حديثى را ميل دارى من دربارهء تو روايت كنم تا من آن را بسازم . و به خليفه مهدى عبّاسى مىگفته است : اگر بخواهى من براى شما احاديثى در شأن و فضيلت جدّ شما عبّاس بسازم ! مهدى در جواب گفته است كه ما احتياج نداريم « 3 » . سيّد شرف الدّين گويد : او از دشمنان سرسخت امير المؤمنين بوده و دأب او اين بود كه رواياتى كه در فضيلت و منقبت آن حضرت از رسول خدا وارد شده است از آن حضرت برمىگردانده و به ديگران نسبت مىداده است تا جائى كه دروغش آشكار و در بين مردم مفتضح و رسوا شد . در « وفيات الاعيان » ابن خلّكان است كه ابراهيم حربى گويد : مقاتل بن - سليمان ( براى خاموش كردن نور امير المؤمنين و مبارزهء علمى با آن حضرت ) مىگفت : سلونى عمّا دون العرش « از عرش خدا گذشته ، از آنچه پائين عرش است از من سؤال كنيد » . مردى گفت : وقتى كه آدم ابو البشر حجّ كرد سر او را كه تراشيد ؟ مقاتل در جواب او مبهوت شد . جوزجانى گويد : شنيدم از ابا اليمان كه مىگفت : مقاتل اينجا آمد و پشت خود را به قبله نموده ، به ديوار تكيه كرده گفت : سلونى عمّا دون العرش ، و نظير اين ادّعا را در مكّه كرد ، مردى برخاست و گفت : بگو ببينم امعاء و رودههاى مورچه كجاى اوست ؟ مقاتل ساكت شد . و اين حكايت را نيز ابن خلّكان در شرح احوال مقاتل
--> ( 1 ) « دلائل الصدق » مظفّر ج 2 ص 95 . ( 2 ) « الكلمة الغرّاء » ص 213 . ( 3 ) در « الغدير » ج 5 ص 266 اين مطلب را از بعضى از معتمدين نقل كرده است .