السيد محمد حسين الطهراني
212
امام شناسى (فارسى)
عبد اللّه بن حارث گويد : روزى در منزل على پسر عبد اللّه بن عبّاس رفتم ديدم عكرمه را با طناب يا زنجير در گوشهء حيات در بيت الخلاء بسته است . به على گفتم : از خدا شرم نمىكنى كه غلام پدر خود را در مستراح بستهاى ؟ علىّ بن عبد اللّه گفت : اين مرد خبيث ، دروغ بر پدر من مىبندد ( و از زبان او دروغ از رسول خدا مىگويد ) . و ياقوت رومى در كتاب « معجم » در احوالات عكرمه اين داستان را نقل مىكند و سپس از يزيد بن زياد نقل كرده كه او گفته است : من روزى بر على پسر عبد اللّه بن مسعود وارد شدم و عكرمه را در قيد و طناب در مستراح بسته بود . گفتم : چرا اين طور كردى ؟ علىّ بن عبد اللّه گفت : اين مرد بر پدر من عبد اللّه بن مسعود دروغ مىبندد . بنابراين دو حكايت گاهى علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس به علّت دروغهائى كه بر پدرش عبد اللّه بن عبّاس بسته بود او را در زنجير نموده بود و گاهى علىّ بن عبد اللّه بن - مسعود به علّت دروغهائى كه بر پدرش عبد اللّه بن مسعود بسته او را كنار بيت التّخليه محبوس و مقيّد نموده بود . و چون معروف شده بود كه عكرمه به مولاى خود ابن عبّاس خيانت كرده و از قول او دروغ مىگويد لذا ابن مسيّب روزى به غلام خود كه نامش برد بود مىگفت : بر من دروغ نبندى همانطور كه عكرمه بر آقاى خود عبد اللّه بن عبّاس دروغ مىبست . و نظير اين گفتار نيز از عبد اللّه بن عمر روايت شده كه او نيز به غلام خود كه نامش نافع بود مىگفت : بر من دروغ نبندى چنان كه عكرمه بر مولاى خود دروغ مىبست . و بر همين اصل بزرگان حديث از عامّه روايات او را نپذيرفتند و جز بخارى ديگران اعتماد بر روايت او نكردند . مسلم بن حجّاج از روايت او اجتناب مىنمود و جز يكى دو مورد روايتى را از او كه مؤيّد و مقرون به روايات ديگر بود روايتى از او نقل نكرد . مطرف بن عبد اللّه گويد : شنيدم از مالك كه بدش مىآمد در حضور او نام عكرمه را برند و از او حتّى يك روايت نقل نكرد . و احمد حنبل گويد : ياد ندارم كه مالك از عكرمه روايتى نقل كرده باشد مگر در يك موضوع . و امّا دربارهء ساير افعال و كردار عكرمه :