السيد محمد حسين الطهراني
169
امام شناسى (فارسى)
ص 217 با مختصر اختلافى در لفظ ، و شيخ سليمان قندوزى حنفى در « ينابيع المودّة » ص 114 ، كه بعض از فقرات آن را آورده است ، و از جمله مؤلّف « المناقب الفاخرة » ، و ابن حجر هيتمى در « الصواعق المحرقة » ص 77 بعض از الفاظ اين حديث را آورده است . و از علماى اماميّه علّامه سيّد هاشم بحرانى در « غاية المرام » ص 67 و همچنين در كتاب كوچك خود كه « به مناقب » معروف است و با تعليقهاى كه ما بر آن زديم و مصادر احاديث و مستدركات آن را ذكر كرديم در بغداد به نام كتاب « علىّ و السّنّة » طبع شده است « 1 » . احتجاج پنجم امير المؤمنين عليه السّلام به آيه تطهير قبل از شروع به واقعهء صفيّن . چون معاويه كاغذ مفصّلى براى امير المؤمنين عليه السّلام نوشته و با ابو درداء و ابو هريره به خدمت حضرت فرستاده ، و مفاد اين سفارت و نامه اين است كه اگر تو در قتل عثمان شركت ندارى كشندگان او را به من تسليم كن تا آنها را بكشيم ، و در اين صورت من حكومت را به تو واگذار مىكنم و من و جميع بستگان من و جميع مردمان شام با تو به خلافت بيعت خواهيم نمود « 2 » . حضرت پس از آنكه جواب ابو هريره و ابو درداء را مفصّلا و مشروحا دادند و مستدلّا خيانت معاويه را بيان كردند كه در صورتى كه مردم با من بيعت به خلافت كردهاند من بايد دربارهء كشندگان عثمان حكم كنم تو چهكاره هستى ؟ ! نه خليفهء زمانى و نه ولىّ دم و وارث عثمان بلكه به عنوان خونخواهى از او فتنه برپا كرده و موجب افتراق مسلمين شدى در حالى كه بيعت كردن تو با من واجب بود و مخالفت تو حرام . پس از آن حضرت در حضور ابو هريره و ابو درداء و جماعت مهاجر و انصار خطبهء مفصّلى ايراد مىكنند و سوابق درخشان خود را در اسلام مىشمرند و احقّيت خود را مبيّنا شرح مىدهند و در حضور مردم مهاجر و انصار آيات نازلهء قرآن در شأن خود و سفارشهاى حضرت رسول را و مناقب و فضايل خود را مىشمرند . من جمله استشهاد آن حضرت است به آيه تطهير كه مىفرمايد : أيّها النّاس
--> ( 1 ) « علىّ و الوصيّة » ص 77 . ( 2 ) « كتاب سليم » ص 179 تا ص 182 .