السيد محمد حسين الطهراني

152

امام شناسى (فارسى)

هستند » . حديث يازدهم - ابو المؤيّد موفّق بن احمد خوارزمى در كتاب « فضائل - علىّ عليه السّلام » با اسناد متّصل خود از عبد الرّحمن بن ابى ليلى ، و نيز مرحوم شيخ طوسى در كتاب « امالى » با اسناد متّصل خود از طريق خاصّه از عبد الرّحمن بن ابى - ليلى روايت كرده‌اند كه او مىگويد : پدرم گفت : حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم رايت جنگ را در روز خيبر به دست امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام سپردند و خداوند به دست او فتح نمود ، و در روز غدير خم او را بر سر پا نگهداشت و به تمام مردم اعلان كرد كه او ولىّ و صاحب اختيار هر مرد مسلمان و هر زن مسلمان است ، و به او فرمود : تو از من هستى و من از تو هستم ، و به او فرمود : تو در راه تأويل قرآن كارزار خواهى نمود همچنان كه من دربارهء تنزيل قرآن جنگ نمودم ، و به او فرمود : نسبت تو به من مانند نسبت هارون است به حضرت موسى ، و به او فرمود : من صلح دارم با كسى كه تو با او صلح دارى و جنگ دارم با كسى كه تو با او جنگ دارى ، و به او فرمود : تو دستاويز محكم ايمانى و تو بعد از من آنچه را كه بر امّت مشتبه گردد روشن و مبيّن مىسازى ، و امام و پيشواى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنه ، و سرپرست و صاحب اختيار هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنه بعد از من هستى ، و تو آن كسى هستى كه خدا دربارهء تو اين آيه فرو فرستاد : و اذان من اللّه و رسوله يوم الحجّ الاكبر . و تو هستى كه اخذ به سنّت من مىكنى و از حريم ملّت من دفاع مىنمائى ، و اوّلين كسى هستى كه زمين را بر او شكافته گردد ، و تو با منى و در وقتى كه من كنار حوض باشم تو با منى ، و من اوّلين كسى باشم كه داخل بهشت گردم و تو نيز با من داخل مىشوى ، و فاطمه و حسن و حسين نيز با من داخل مىشوند ، و خداوند به من امر فرمود كه فضل تو را آشكارا كنم ، من در ميان مردم ايستادم و مأموريّت خود را دربارهء تبليغ تو انجام دادم ، و بپرهيز از كينه‌هائى كه در دل بعضى از تو مخفى است و بعد از مرگ من آشكار مىكنند ، ايشان را خدا لعنت مىكند و لعنت كنندگان نيز لعنت مىكنند . در اين حال حضرت رسول گريه كردند ، به آن حضرت عرض شد : اى رسول - خدا علّت گريهء شما چيست ؟ حضرت فرمود : جبرائيل به من خبر داده است كه امّت من به او ستم مىكنند و حقّ او را مىبرند و با او جنگ مىكنند و فرزندان او را